پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، من را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به من را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
عید غدیر خم
نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1391
ساعت : 7:47 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می كردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.

نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یك سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.

رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یك صدا جواب می دهند كه چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه: «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد




مصرف روزانه ایران و جهان
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390
ساعت : 9:8 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

مواد غذايي:

 

1-   نان:

منطقه

سرانه مصرف ساليانه نان (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

160

ايران 6 برابر جهان

جهان

25

مردم ما پرمصرفترين مردم جهان در مصرف گندم و نان هستند و با سرانه 160 كيلوگرم بالاترين مصرف سرانه نان را در جهان دارا هستيم. لازم به توضيح است. ميزان توليد نان در ايران 25 ميليارد عدد است.

2-   تخم مرغ:

منطقه

سرانه مصرف تخم مرغ (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

8 تا 9

 

ايران يك سوم جهان

كشورهاي پيشرفته

24

سرانه مصرف تخم مرغ در ايران 8 تا 9 كيلوگرم است كه اين رقم در كشورهاي پيشرفته 24 كيلوگرم است.

3-   شير:

منطقه

سرانه مصرف شير (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

90

ايران يك سوم اروپا

اروپا

300

سرانه مصرف شير در ايران 91 كيلوگرم در سال است كه اين سرانه در اروپا 300 كيلوگرم برآورد ميشود. همچنين براساس آخرين آمار در مورد سبد غذايي ايرانيان، مصرف لبنيات به ازاي هر نفر روزانه 139 گرم است كه فقط 28 گرم از اين ميزان را شير تشكيل ميدهد. در حالي كه مصرف مطلوب لبنيات هر فرد بايد روزانه 225 تا 240 گرم باشد.

4-   شكر:

منطقه

سرانه مصرف شكر (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

30

ايران 6 برابر جهان

جهان

5

سرانه مصرف شكر هر ايراني 30 كيلوگرم و 6 برابر ميانگين هر فرد در دنيا است.

 

5-   سويا:

منطقه

سرانه مصرف سويا (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

5/0

ايران يك بيستم جهان

جهان

10

در حالي كه مصرف سرانه سويا در اروپا و آمريكا 9 تا 11 كيلوگرم برآورد شده است. حجم مصرف اين فرآورده در ايران تنها به نيم كيلوگرم به ازاي هر نفر مي‌رسد.

 

6-   نوشابه:

منطقه

سرانه مصرف نوشابه (واحد ليتر)

نسبت

ايران

42

ايران چهار برابر جهان

جهان

10

ايرانيان سالانه بيش از 2 ميليارد و 900 ميليون تومان نوشابه استفاده مي‌كنند. بنابراين از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار در ايران، رتبه اول جهان را داريم. سرانه مصرف نوشابه در ايران 42 ليتر است. در حالي كه اين سرانه مصرف 4 برابر سرانه مصرف دنياست.

 

7-   نمك:

منطقه

سرانه مصرف نمك در سال (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

6

ايران 2 برابر جهان

جهان

3

ميزان استاندارد مصرف نمك بين 4 تا 5 گرم در روز است. در حالي كه ايرانيان بطور متوسط روزانه 8 تا 10 گرم نمك مصرف مي‌كنند.

 

8-   ميوه و سبزيجات:

منطقه

سرانه مصرف ساليانه ميوه و سبزي (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

30

ايران يك چهارم استاندارد جهاني

جهان

120

ايران در توليد 15 محصول اصلي باغي دنيا مقام اول تا دهم را دارد و بيش از 4 درصد از ميوه و مركبات جهان را تو ليد مي‌كند. اما مصرف سبزي و ميوه در كشورمان كمتر از ميزان استاندارد جهاني است (روزانه هر فرد بايد حداقل 400 گرم ميوه و سبزي مصرف كند. سرانه مصرف در ايران 100 گرم است)

9-   ماهي:

منطقه

سرانه مصرف ساليانه ماهي (واحد كيلوگرم)

نسبت

ايران

7

ايران حدود يك سوم جهان

جهان

18

 

 

طول عمر:

طول عمر ايرانيان %20 كمتر از ميانگين جهاني است.

مرگ و مير:

حدود %40 از مرگهاي روزانه به دليل سوء تغذيه ميباشد.

در كشور ما از مجموع 800 مرگ روزانه 300 مورد مستقيماً به تغذيه نامناسب مربوط است.

وضعيت مصرف دارو:

منطقه

ميانگين سرانه اقلام دارو در هر نسخه

نسبت

ايران

6 قلم

ايران سه برابر جهان

جهان

2 قلم

آمار رسمي وزارت بهداشت مي‌گويد در 8 سال گذشته، متوسط تعداد داروهاي تجويز شده در هر نسخه، بيش از چهار قلم بوده است كه در حال حاضر متوسط كشوري آن به 3/6 قلم رسيده است. اين در حالي است كه ميانگين جهاني در اين زمينه كمتر از دو قلم در هر نسخه است. يعني در ايران بيش از سه برابر متوسط جهاني است.

فضاي سبز:

منطقه

ميانگين سرانه فضاي سبز مترمربع

نسبت

ايران

5

ايران يك سوم جهان

جهان

15

 

انرژي:

1-   برق:

منطقه

سرانه مصرف ساليانه (کيلووات)

نسبت

ايران

2500

ايران 3 برابر جهان

جهان

800

 

2-   آب:

منطقه

سرانه مصرف روزانه (ليتر)

نسبت

ايران

300

ايران 2 برابر ميانگين جهان

جهان

150

3-   بنزين:

منطقه

سرانه مصرف روزانه (ليتر)

نسبت

ايران

90

ايران 6 برابر ميانگين جهاني

جهان

15

4-   گاز:

منطقه

سرانه مصرف سالانه (مترمكعب)

نسبت

ايران

1700

ايران 3 برابر ميانگين جهاني

جهان

600

به طور متوسط ايران حدود 4 برابر مياگين جهاني انواع انرژي را مصرف مي‌كند.

 

 

 

ساعات كار:

منطقه

سرانه ساعات كار سالانه

نسبت

ايران

2400

ايران 5/1 برابر ميانگين جهاني

جهان

1900

 

ساعات كار مفيد:

منطقه

سرانه ساعات كار سالانه

نسبت

ايران

300

ايران يك چهارم سرانه جهاني

جهان

1400

 

فضاي ورزشي:

منطقه

سرانه (متر مربع)

نسبت

ايران

61 سانتي متر مربع

ايران يك سوم ميانگين جهاني

جهان

2 متر مربع

 

مطالعه:

منطقه

سرانه زمان مطالعه روزانه (دقيقه)

نسبت

ايران

18

ايران يك چهارم ميانگين جهاني

جهان

70

 

زمان مكالمه با تلفن و تلفن همراه:

منطقه

سرانه زمان مكالمه روزانه (دقيقه)

نسبت

ايران

40

ايران 4 برابر ميانگين جهاني

جهان

10

 

متاع ما، اندیشه ما

 

 

 

مردم ايران منابع ملي خود را به مقدار قابل ملاحظه­اي تلف مي­كنند. اسراف در اين منابع به حدي است كه طبق آمار منتشر شده مصرف سرانه آب، انرژي، دارو، نان و ساير مواد غذائي و صرف وقت براي انجام يك كار معين در ايران چند برابر استانداردهاي جهاني است. .

جداول از بنیاد کارآفرینی فروتن برگرفته شده است.




کتاب بازی آنلاین فوتبال
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390
ساعت : 12:33 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز
بازدید کننده گرامی اگر اهل بازی فوتبال هستی پیشنهاد من این است که به این سایت مراجعه کنی:www.Myfc.ir




کاریکاتور
نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390
ساعت : 12:3 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز




دانلود برنامه موزیلا فایرفاکس
نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390
ساعت : 3:58 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز
بازديد كننده گرامي؛ اگر از مرورگري غير از "موزيلا فايرفاكس" مخصوصا "اینترنت اکسپلورر" ویندوز استفاده مي كنيد، پيشنهاد من استفاده از مروگر "فایرفاکس" است كه آخرين نسخه آنرا مي توانيد از لينك زير دريافت كنيد.

Take back the web.



زهره
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390
ساعت : 3:10 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

نگاه اجمالی

زهره یکی از سیاره‌هایی است که می‌توان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی 'ستاره شام' نامیده می‌شود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک می‌شود و در نزدیکترین نقطه به 42 میلیون کیلومتری ما می‌رسد. در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشنده‌ترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده می‌شود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به 6100 کیلومتر و چگالی آن 501 گرم بر سانتیمتر مکعب است.








سیاره دوقلوی زمین

زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره 'الهه عشق' نامیده می‌شود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. زهره و زمین دوقلو هستند، زیرا جرم و اندازه تقریبا یکسانی دارند. با وجود این در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت هستند.

جو زهره

جو زمین و زهره بسیار متفاوت است. اکسیژن و نیتروژن گازهای اصلی جو زمین هستند، ولی در جو زهره ، گاز مسموم کننده دی‌اکسید کربن وجود دارد. در بالای جو زهره ، حتی ابرهایی از اسید سولفوریک نیز یافت می‌شود. یکی از ویژگیهای مهم جو زهره آن است که مانند شیشه گلخانه عمل می‌کند. شیشه‌های گلخانه ، پرتوهای پرانرژی خورشید را به درون گلخانه راه می‌دهند و در نتیجه خاک گرمای کافی به‌دست می‌آورد. اما این شیشه‌ها از خروج انرژی که بوسیله خاک و گیاهان تولید می‌شود، جلوگیری می‌کنند. از اینرو ، انرژی در گلخانه حفظ می‌شود و دمای آنجا بالا می‌رود (اثر گلخانه‌ای).




ح

در زهره نیز گاز چگال دی‌اکسید کربن تقریبا همین رفتار را دارد. حفظ شدن گرما در آن ، دمای زهره را به 500 درجه سانتیگراد می‌رساند، که از دمای سطحی عطارد (نزدیکترین سیاره به خورشید) نیز بیشتر است. در جو زهره ، به قدری دی‌اکسید کربن وجود دارد که فشار ناشی از آن ، حدود یکصد برابر فشار جو زمین است. این فشار برابر است با فشاری که در عمق یک کیلومتری اقیانوسهای زمین وارد می‌شود.

حرکت ظاهری

تقریبا چرخش دایره‌ای (e=0.0068) مدار زهره نسبت به دایرة ‌البروج 3.39 درجه شیب دارد و دارای نیم قطر اطول 0.7233 Au و دوره تناوب مداری نجومی 224.70 شبانه ‌روز می‌باشد. در هر مدار زهره ، عطارد و زمین سیاره‌های فوق‌العاده درخشانی هستند. مطالعات انتقال دوپلری راداری نشان می‌دهند که سیاره‌ای با یک دوره تناوب نجومی‌ 243.01 شبانه‌روز با حرکت برگشتی می‌چرخد و شیب صفحه مدار نسبت به استوایش فقط 3 درجه است. چرخش این سیاره به دور محور خود ، معکوس است و یک دور آن 243 روز زمینی طول می‌کشد. در حالی که در 225 روز ، یک بار خورشید را دور می‌زند. روز خورشیدی در زهره برابر 118 روز زمین است، یعنی هر سال آن دو شبانه‌روز طول می‌کشد.



فاصله متوسط از خورشید108/20 کیلومتر
قطر استوا12104 کیلومتر
مدت حرکت وضعی243/01 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی224/70 روز زمینی
سرعت مداری35/03 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی480 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1)0/81
چگالی متوسط (آب=1)5/25
جاذبه (زمین=1)0/93
تعداد قمر0




مشخصه‌های فیزیکی

فاصله زمین تا زهره را می‌توان مستقیما توسط رادار اندازه گرفت، سپس شعاع فیزیکی آن را از روی قطر زاویه‌ای بدست آورد. زهره دارای شعاع 6052 کیلومتر است که فقط 5 درصد از شعاع زمین کوچکتر می‌باشد. زهره مانند عطارد هیچ قمر طبیعی شناخته شده‌ای ندارد و بنابراین تنها وقتی که یک فضاپیما از آن می‌گذرد، یا آنرا دور می‌زند، می‌توان به دقت جرم آنرا محاسبه کرد. بسیاری از سفینه‌های فضایی که سعی داشتند در سطح زهره فرود آیند در اثر تراکم جو و گرمای زیاد آن نابود شده‌اند، ولی سرانجام در 1975 میلادی (1354شمسی) دو سفینه روسی ، که شبیه به دستگاههای اکتشاف اعماق دریا بودند، نخستین عکسها را با موفقیت از سطح آن به زمین مخابره کردند. در این عکسها ، منظره‌ای از صخره‌های تیز و نمودهای هموار دیده می‌شود. اندازه بیشتر صخره‌ها از 30 تا 60 سانتیمتر است.


اشکال سطحی

سطح زهره را با ارسال خاک ‌نشینهایی برای عکسبرداری یا انتشار علامتهای راداری برای نقشه‌برداری از عوارض آن می‌توان مورد بررسی قرار داد. این کار اخیر فلات بلند ، آتشفشانهای غول پیکر ، حفره‌های بهم فشرده و شکافهای طولانی دره‌ها را آشکار کرده است. سرتاسر زهره کاملا مسطح به نظر می‌رسد. اختلافات ارتفاعات سطحی کوچکند و به استثنا تعداد کمی از ‌نواحی مرتفع ، آنها 2 تا 3 کیلومتر ارتفاع دارند.

در سطح زهره اختلاف بین سطوح بلند و پست 112 کیلومتر است. در حالی که این اختلاف برای ماه و عطارد 4 کیلومتر و برای مریخ 25 کیلومتر و برای زمین 9 تا 20 کیلومتر است. سیمای نقشه‌برداری شده زهره ، در دو نیمه جنوبی و شمالی ، بطور قابل توجهی با یکدیگر اختلاف دارد. ناحیه شمال ، کوهستانی با فلاتهای مرتفع بدون آتشفشان است. در مقابل ، قسمت جنوبی ، شامل سطح نسبتا تخت آتشفشانی زمینی می‌باشد.

میدان مغناطیسی

یک هسته آهن _ نیکل که قسمتی از آن مایع است ، در مقایسه با زمین ، دلالت بر این دارد که بایستی زهره یک میدان مغناطیسی داشته باشد. چون زهره 43 مرتبه آهسته‌تر از زمین می‌چرخد، انتظار داریم که دیناموی ذاتی آن ضعیف‌تر و شدت میدان مغناطیسی آن کمتر از زمین باشد، اما تا به امروز هیچ وسیله‌ای هیچگونه میدان مغناطیسی‌ای را آشکار نکرده است. اگر میدان مغناطیسی وجود داشته باشد، اندازه‌گیریها دلالت می‌کنند که بایستی حداقل 14-10 برابر میدان مغناطیسی زمین باشد، اما این مقدار خیلی ضعیفتر از میدان مغناطیسی است که از یک مدل دیناموی ساده انتظار می‌رود.

یک توضیح ممکن آن است که: می‌دانیم که میدان مغناطیسی ضرورتا صفر است. بنابراین ، ممکن است وضعیت کنونی زهره نیز چنین باشد (معکوس شدن اخیر قطبهای زمین تقریبا هر یک میلیون سال یا در آن حدود اتفاق افتاده است).




تحول سطح

پوسته زهره همانطور که تحت تاثیر ظهور دره‌های تنگ و عمیق ، جایی که صفحات کمی ‌جدا شده‌اند و نیز جلگه‌های کوهستانی مرتفع ، محلی که صفحات باهم تصادم کرده‌اند، قرار گرفته است. این صفحات مقداری جابه‌جایی‌های سطحی نیز دارند. ناحیه حفره‌ای پراکنده شده زمینی بر این دلالت دارد که حرکات صفحات سطحی یک فرآیند گسترده سیاره‌ای نبوده‌اند. در صورتی‌که ، بر روی زمین این چنین بوده است.

تاریخ اولیه زهره (دیرتر از چهار میلیارد سال قبل) بایستی از تاریخ زمین پیروی کرده باشد، زیرا این دو سیاره ، چگالی ، جرم و اندازه‌های مشابهی دارند. حدس می‌زنیم که زهره در حدود 4.6 میلیارد سال قبل با سایر سیارات خاکی شکل گرفته باشد. لایه‌های داخلی زهره ، همانطور که برای زمین اتفاق افتاده است، به سبب گرمای داخلی تشکیل شده‌اند.

رصد زهره

فضاپیماها توانسته‌اند با استفاده از رادار ، نقشه 98 درصد سطح سیاره زهره را ترسیم کنند. روی هم رفته ، سطح زهره صافتر از سطح زمین است و صحراهای داغ و دشتهای وسیع آتشفشانی حدود دو سوم سیاره را پوشانده‌اند. نواحی فلاتی متعددی نیز به ارتفاع چند کیلومتر در دشتها وجود دارند. ناحیه کوهستانی ماکسول مونته با ارتفاعی حدود 11 کیلومتر (6.8 مایل) بیش از حد متوسط ارتفاع ، مرتفعترین نقطه سیاره زهره است. آتشفشانها در تمام سطح سیاره پراکنده شده‌اند که وسعت بعضیها به 160 کیلومتر (10 مایل) می‌رسد.




اگر از بالای قطب شمال نگاه کنیم خواهیم دید که اکثر سیارات و قمرهای منظومه شمسی به دور محور خود چرخیده و در جهت عکس عقربه‌های ساعت به دور خورشید در حال گردشند. اما جهت چرخش سیاره زهره برخلاف سایر سیارات ، در جهت عقربه‌های ساعت است. دلیل قطعی این امر هنوز مشخص نیست، اما به نظر بعضی ستاره شناسان جهت چرخش سیاره زهره نیز زمانی مانند سایر سیارات بوده ، اما بر اثر تصادم با یک سیاره یا سیارک دیگر ، این جهت معکوس شده است.

روند شبیه سازی سایر سیارات به زمین ، زمین سازی نامیده می‌شود. به نظر بعضی دانشمندان این روند می‌تواند با کاشت هاگهای گیاهی در جو سیاره زهره شروع شود. در مورد اینکه یک موجود زمینی بتواند در دمای سیاره زهره زنده بماند تردید وجود دارد. ولی فرض بر این است که هاگهای دی‌اکسید کربن موجود در جو زهره را جذب کرده، از طریق فتوسنتز اکسیژن آزاد خواهند کرد. این کار منجر به زنجیره‌ای از حوادث شده و احتمالاً شرایط حیاتی مناسبتری از آنچه که ما از آن مطلع هستیم بوجود خواهد آورد.




عطارد
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390
ساعت : 3:5 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز
عطارد یا تیر نخستین و نزدیکترین سیاره منظومه شمسی به خورشید است. از نظر اندازه نسبت به دیگر سیارات بعد از پلوتو کوچکترین آنها نیز به حساب می آید. قطر آن 4880 کیلومتر است. این سیاره در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می گردد که خروج از مرکز آن 0.2506 است. نزدیکترین فاصله آن از خورشید تنها 9/45 میلیون کیلومتر دورترین فاصله آن 7/69 میلیون کیلومتر فاصله دارد. لذا همواره در اطراف خورشید حضور دارد و برای ما تنها در هنگام طلوع و غروب قابل رویت است. این سیاره بسیار گرم است و درجه حرارت سطح آن در هنگام روز به حدود 427 درجه سانتیگراد و در شب به 173 درجه زیر صفر کاهش می یابد. عطارد هر 88 روز یک بار یک دور به گرد خورشید می چرخد ( دوره تناوب نجومی ). در حالی که در مدت 5/58 روز یک دور به دور خود می چرخد ( حرکت وضعی ). در عطارد هیچ گونه جوی وجود ندارد، ولی برخی مطالعات وجود مقدار کمی گاز هلیوم را که گفته می شود از طریق بادهای خورشید به گرد این سیاره قرار گرفته اند اثبات می کند. شکل ظاهری این سیاره بسیار آبله گون است و چهره ای شبیه به کره ماه دارد.
img/daneshnameh_up/e/e3/mercury2bbb.gif


حفره های کوچک ویا بزرگ بسیاری در سطح آن دیده می شود که حکایت از برخورد شهاب سنگهای کوچک و بزرگ دارد البته قطر برخی از دهانه ها به ده ها کیلومتر می رسد. برخی از این دهانه ها محل خروج مواد مذاب است که امروزه با سنگهای مذاب پر شده اند و مانند کوه های آتشفشانی هستند.
گرچه از گذشته نسبتاً دور، این سیاره با کمک تلسکوپ مورد مطالعه قرار می گرفت، ولی از سال 1974 میلادی با پرواز سفینه مارینر 10 از کنار عطارد چندین هزار عکس از دشتهای مسطح و گودالهای کم و بیش بزرگ، به ایستگاه های زمینی مخابره شد. مارینر 10 میدان مغناطیسی ضعیفی حدود 1 درصد میدان مغناطیسی زمین را در اطراف این سیاره کشف کرد. این سیاره به علت گرمای زیاد در روز و دمای بسیار پایین در شب و نبود جو و نداشتن آب به شکل مایع در سطح یا عمق آن هیچ گونه امکانی برای پیدایش شکلی از حیات ایجاد نکرده استدر عین حال عطارد هیچ قمر ی ندارد. در این حالت سنگهای این سیاره به شدت منبسط می شوند و پس از غروب آفتاب و شب طولانی آن دما به شدت پایین می رود. علت آن هم نبودن جو در اطراف این سیاره است که دما را تعدیل نمی کند. سرد و گرم شدن سنگها در شب و روز و استمرار این امر طی قرون و اعصار تنها یک نوع فرسایش مکانیکی در سطح این سیاره به وجود می آورد. که به متلاشی شدن سنگها می انجامد. اختلاف دما در دو سوی این سیاره در میان سیارات منظومه شمسی منحصر به فرد است.
تنها طوفانهای مغناطیسی از سوی خورشید مقداری اتم های هلیوم باردار را در اطراف میدان مغناطیسی این سیاره به دام انداخته و فشار جوی ناچیزی (به میزان کمتر از یک میلیاردیم فشار جوی زمین) ایجاد کرده است. برای خنثی کردن جاذبه سطحی این سیاره در خارج شدن از سطح آن تنها به سرعتی به اندازه 4.25 کیلومتر بر ثانیه نیاز است. در حالی که در مورد زمین این مقدار حدود 11 کیلومتر بر ثانیه می باشد که به این سرعت سرعت گریز می گویند.
نام کوئی پر، کاوشگر نامی سیارات نیز به یکی از گودالهای بزرگ سیاره عطارد به قطر 25 کیلومتر تعلق یافته است.
دانشمندان معتقدند بر اثر برخورد سهمگین یک شهاب سنگ با این سیاره در گذشته بسیار دور، امروزه در نقطه مقابل این برخورد رشته کوه هایی ظاهر شده اند. در هر حال شهاب سنگها سطح این سیاره را در امان نگذاشته اند. محل اصابت این برخورد عظیم که امروزه رشته کوههای بلند و مدوری آن را احاطه کرده که به حوضه کالوریس به قطر 1300 کیلومتر شهرت یافته است. چگالی این سیاره به میزان 4/5 گرم بر سانتیمتر مکعب تخمین زده شده که اندکی بیشتر از چگالی زمین است. این حقیقت دانشمندان را بر آن داشته است که تصور کنند مرکز این سیاره از فلزات سنگینی مانند آهن تشکیل شده است که با توجه به حرکت آرام چرخشی این سیاره به دور خود میدان ضعیف مغناطیسی در خود ایجاد کرده است. فشار بادهای خورشیدی این میدان ضعیف را در جهت مقابل به خورشید بسیار فشرده کرده و در پشت آن بسیار گسترانده است. گروهی دیگر از دانشمندان پیدایش میدان مغناطیسی در عطارد را به وجود میدان مغناطیسی سنگواره ای نسبت می دهند که از روزگاران قدیم حاصل شده و باقی مانده است. در هر حال علت واقعی این میدان معلوم نیست.


ویژگیهای عطارد

همان گونه که قبلاً اشاره شد عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است که در کنار جرم بزرگی به نام خورشید با آن جاذبه وحشتناکش قرار گرفته است. عطارد برای آن که در دل خورشید سقوط نکند و جذب آن نشود دست به مقابله زده است. برای این کار عطارد با سرعت سرسام آوری به گرد خورشید می چرخد و سریعترین سرعت چرخشی به دور مرکز منظومه شمسی را از آن خود کرده است. این سرعت به حدی است که یک سال این سیاره کمتر از سه ماه به طول می انجامد. مدار این سیاره بیضی شکل است و با فاصله اندکی (به طور متوسط 9/57 میلیون کیلومتر) از خورشید و از روی زمین این سیاره در اطراف خورشید دیده می شود. گاهی کمی بعد از غروب خورشید در بالا دست خورشید و زمانی که به آن سوی این ستاره می رسد قبل از طلوع آفتاب در بالای افق شرقی دیده می شود.
حداکثر فاصله زاویه ای که این سیاره با خورشید دارد حدود 28 درجه است ( از دید زمین ). هنگامی که زاویه کشیدگی این سیاره در حدود 10 درجه است، از درون تلسکوپ به صورت هلال باریکی دیده می شود. لیکن زمانی که می خواهد از پشت خورشید عبور کند قرص روشن خود را به ما نشان نمی دهد. با توجه به 7 درجه انحراف مدار گردش این سیاره به دور خورشید این سیاره در هر بار گردش از جلوی خورشید عبور نمی کند. بلکه از بالا یا پایین خورشید می گذرد. در طول 100 سال عطارد تنها دو بار همچون نقطه تاریک و سیاه رنگی از مقابل قرص خورشید عبور می کند. که به ترانزیت یا عبور معروف است که آخرین آن در سال 1383 بود.




خورشید
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390
ساعت : 2:55 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

مقدمه

خورشید ستاره‌ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش می‌گذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش می‌چرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هسته‌ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، می‌شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید می‌گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته‌اند نیز گرمایشان را از این انرژی می‌گیرند.


img/daneshnameh_up/2/24/Sakhtarekhorshid.jpg




مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر می‌شوند. اما چنین به نظر می‌رسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین می‌رسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع می‌شود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل می‌دهند.

مرکز خورشید مانند کوره‌ای هسته‌ای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالی‌اش 160 برابر آب می‌باشد. تحت چنین شرایطی هسته‌های اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هسته‌های هلیووم می‌شوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی می‌شود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب می‌شوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل می‌شود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول می‌کشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین می‌رسد.

هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.


img/daneshnameh_up/0/0c/Khorshid1.jpg

زبانه‌ها و شعله‌های خورشیدی

زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکه‌های خورشیدی رخ می‌دهند. شعله‌های خورشیدی ، جرخه‌هایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعله‌ها هنگامی بوجود می‌آیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانه‌های خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید می‌تواند زبانه‌های حلقوی را هفته‌ها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.


img/daneshnameh_up/a/a0/Zabanehayekhorshid.jpg

باد خورشیدی

هاله (جو بیرونی) خورشید حاوی ذراتی است که انرژی کافی برای فرار از جاذبه خورشید را دارند. این ذرات بصورت مارپیچی با سرعتی معادل900 کیلومتر (560 مایل) در ثانیه از خورشید دور شده و باد خورشیدی را بوجود می‌آورند. این ذرات در همان مسیرهای میدان مغناطیسی خورشید حرکت می‌کنند و از آنجا که دارای بار الکتریکی هستند، منظومه شمسی را پر از جریانات الکتریکی می‌کنند. ناحیه فعالیتهای خورشیدی ، هلیوسفر (کره خورشیدی) نامیده می‌شود. باد خورشیدی در هر ثانیه حدود یک میلیون تن هیدروژن حورشید را از بین می‌برد. 100000 میلیارد سال طول خواهد کشید تا باد خورشیدی تمام جرم خورشید را در فضای بین سیاره‌ای پخش کند، اما طول عمر طبیعی خورشید فقط 10 میلیارد سال است.


img/daneshnameh_up/a/ab/Enerjikhorshid.jpg
مسیر نامنظم
دو میلیون سال طول می کشد تا انرژی تولید شده
در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت
نورو گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه
این انرژی به زمین می رسد.

چرخه‌ها و لکه‌های خورشیدی

حرکت وضعی خورشید باعث ایجاد میدان مغناطیسی می‌شود، مناطق استوایی خورشید سریعتر از مناطق قطبی آن چرخیده و این امر باعث می‌شود که خطوط میدان مغناطیسی درون خورشید حلقه بزنند. این خطوط در صورت خروج از سطح خورشید ، باعث فعالیتهای خورشیدی نظیر لکه‌های خورشیدی ، شعله‌ها و زبانه‌های خورشیدی می‌شوند. این فعالیتها ، بخصوص لکه‌های خورشیدی ، چرخه‌ای 11 ساله دارند.

مرگ خورشید

5 میلیارد سال بعد ، بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید گداخته شده و صرف تهیه هلیوم خواهد شد. در آن زمان ، جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار ، دمای آنرا افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد. انرژی حاصل از این گداخت هسته‌ای در پوسته ، باعث انبساط لایه‌های خارجی خواهد شد و سیارات عطارد و زهره را ذوب می‌کند و آنها را در بر می‌گیرد. انبساط خورشید تا مدار زمین متوقف شده و حرارتش تمام موجودات زنده را از بین می‌برد. بعد از آن خورشید تبدیل به یک غول سرخ می‌شود. سپس ، لایه‌های خارجی در فضا پخش شده و یک سحابی سیاره‌ای تشکیل خواهند داد. هسته نیز بصورت یک ستاره کوتوله سفید باقی مانده و بتدریج از بین خواهد رفت. پس می‌توان گفت که با فرا رسیدن مرگ خورشید ، مرگ زمین و تمام موجودات این سیاره فرا می‌رسد.




پلوتون
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390
ساعت : 8:3 قبل از ظهر
نویسنده : کامبیز

پلوتون کوچکترین سیاره در منظومه ی شمسی است یعنی بود زیرا در کنفرانسی بین دانشمندان و اختر شناسان این سیاره و سرس و آریس سیاره ی کتوله نامیده شدند .

این سیاره ی کتوله حتی از ماه هم کوچکتر است پلوتون 2274کیلومتر قطر دارد جرم پلوتون حدود 1029ضربدر 10 به توان 22 است .

جاذبه در پلوتون 8٪ جاذبه در زمین است هر روز در پلوتون 6/39 روز در زمین است پلوتون 49بار نسبت به زمین از خورشید دورتر است

اگر در پلوتون باشیم و به خورشید بنگریم خورشید در آسمان آن سیاره ی کتوله به صورت ستاره ی درخشانی دیده میشود پلوتون در یک مدار خارج از مرکز قراردارد و این بدان معنی می باشد که فاصله ی آن با خورشید در مدار خود نوسان های زیادی وجود دارد و این نوسان ها این قدر قوی هستند که گاهی اوقات این سیاره از نپتون به خورشید نزدیک تر می شود

این معنی می دهد که این سیاره ی کتوله بعضی اوقات باید سیاره نامیده شود زیرا سیاراتی سیاره ی کتوله هستند که :

1. شکل کروی نداشته باشند

2. در کمر بند سیارکی و کوییپر و ابر اورت باشند

دلیل های بالا در زمانی که پلوتون را سیاره ی کتوله می کنند که این سیاره ی کتوله از نپتون به خورشید دور تر باشد در این زمان که پلوتون از نپتون به خورشید نزدیک تر است ...ما باید این پلوتون را سیاره ی پلوتون بنامیم .

مدار پلوتون در صفحه ی دایره البروج کج می شود این زاویه ی شیب مداری اش15 /17 درجه است که بزرگ ترین شیب در سیاره ها می باشد دمای پلوتون به سلسیوس برابر با 228- تا 238- درجه زیر صفر می باشد و به در جه ی کلوین 35 تا 45 در جه ی کلوین است .

ترکیب پلوتون از 70٪ سنگ و 30٪ آب تشکیل شده است و فشار جو پلوتون بسیار کم است پلوتون 3 قمر دارد که بزرگ ترین آن کارون است که تقریبا هم اندازه ی پلوتون است قطر این قمر 1172 کیلومتر می باشد کارون در یک مدار هم زمان اطراف پلوتون قرار دارد کارون مانند کره ی ماه جو ندارد

این سیاره ی کتوله توسط فضانورد آمریکایی دبلیو تام بک کشف شد .




بدن انسان
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390
ساعت : 3:20 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

مفصل:

 

به طور کلی محل اتصال دو استخوان به یکدیگر را مفصل می نامند. شاید به نظر شما مفصل قسمت چندان مهمی از بدن انسان نباشد، ولی اصول علمی بسیار دقیقی در آن رعایت شده است. اگر یک قهرمان وزنه برداری می تواند دویست کیلوگرم وزنه را روی دستش نگه دارد و هشت تکه استخوان مچ دست او از هم جدا نشود، به دلیل ارتباط محکم این استخوانها در سطوح مفصلی است، و اگر فوتبالیستی با سرعت روی پاهای خود می دود و در حین دویدن با پا محکم به توپ ضربه می زند و استخوانهایش از هم جدا نمی شوند، علتش وضعیت عالی مفصلهای پا است. اکنون به شگفتیهای ساختمان مفصل توجه کنید:
مفصلها انواع مختلف دارند، اما به طور کلی می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول مفصلهایی که حرکت زیاد دارند، یعنی دو استخوان می توانند در محل اتصال تحرک زیادی داشته باشند، مانند: مفصل آرنج، زانو،مچ دستها، و پاها، دسته دوم مفصلهایی که استخوانهای جمجمه، و پا حرکت بسیار مختصری دارند، مانند: مفصلهای بین مهره ها، ساختمان این دو نوع مفصل با یکدیگر فرق دارد که در اینجا، هر کدام را به طور جداگانه شرح می دهیم.

 

مفصل متحرک


بین دو استخوان فاصله کمی وجود دارد که آن را حفره مفصلی می نامند. یک ورقه نازک غضروف مفصلی، سطح مفصلی هر دو استخوان را می پوشاند. یک کپسول از بافت همبند خیلی سفت، که سطح داخلی آن نرم و لغزان است، مفصل را پوشانده است و رباطهای متعددی در داخل حفره مفصلی بین دو سر استخوان وجود دارد. رباط عبارت است از بافت همبند محکمی که دو استخوان را به هم وصل می کند. رباط و زردپی هر دو از طناب محکمترند. اطراف کپسول مفصلی هم چند رباط قرار گرفته است. کپسول مفصلی و رباطهای درون مفصلی و بیرون مفصلی سبب می شوند که استخوانها محکم به یکدیگر بچسیند و از هم جدا نشوند.

مفصل غیر متحرک


در این نوع مفصل دو استخوان، حفره مفصلی وجود ندارد بلکه دو استخوان به وسیله بافت همبند محکم، غضروف، و یا استخوان به هم وصل شده اند.

 

کبد:

 

دید کلی

80 درصد سلولهای کبدی را هپاتوسیتها تشکیل می‌دهند. هپاتوسیتها ، چربی و قند را ذخیره می‌کنند. علاوه بر این تهیه آلبومین ، پروترومبین و فیبرینوژن به عهده هپاتوسیت است. کبد دارای چهار لوب ناقص جداگانه است که با یک بافت پیوندی بسیار نازک به نام کپسول گلیسون احاطه شده است. سطح آن با صفاق پوشیده شده است. ناف کبد برای ورود رگهای خونی و خروج صفرا بکار می‌آید. دو نوع جریان خون دریافت می‌کند. مقدار زیاد آن از طریق ورید باب (از روده ، معده و طحال) وارد کبد می‌شود و مقدار خیلی کمی خون از طریق شریان کبدی به کبد می‌رسد.




بافت اصلی کبد توسط بافت پیوندی به لوبول تقسیم نشده است. هپاتوسیتها به شکل صفحات سلولی یا تیغه ، در اطراف ، در محور فضای پورت و وریدچه مرکزی قرار دارند. فضای پورت شامل ورید باب ، شریان کبدی و مجرای صفراوی است. علاوه بر این رگهای لنفی و اعصاب نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای کبدی در بدن اعمال زیادی را انجام می‌دهند مانند شرکت در ساختن پروتئینها ، ذخیره سازی مواد مورد نیاز ، اعمال متابولیک ، سم زدایی و غیر فعال کردن مواد مضر و تولید و ترشح صفرا.

اجزای لبول کبدی

فضای پورت (Portal Space)

فضای سه گوشی است که در رئوس لبولهای مجاور دیده می‌شود. هر فضای پورت پر از بافت همبند و حاوی شریان ، ورید و مجرای صفراوی است. ورید موجود شاخه‌ای از ورید باب و شریان موجود شاخه‌ای از شریان هپاتیک است. مجرای صفراوی ، صفرای مترشحه توسط سلولهای کبدی را دریافت می‌کند.

برش عرضی

 

صفحات کبدی

سلولهای کبدی در هر لبول بهم پیوسته و صفحاتی را تشکیل داده‌اند که به صورت شعاعی از مرکز به محیط کشیده شده‌اند. صفحات کبدی توسط سینوزوئیدها از یکدیگر جدا شده‌اند. هر سلول در دو سطح خود با هپاتوسیتهای مجاور و در طح دیگرش با سینوزوئیدها در تماس می‌باشند.

سینوزوئیدهای کبدی (Hepatic Sinussolid)

سینوزوئیدها ، کانالهای عروقی وسیعی به قطر 30 - 10 میکرومتر می‌باشند که در حد فاصل صفحات کبدی قرار گرفته‌اند. خون را از شریانها و وریدهای توزیع کننده دریافت و در مرکز لبول به ورید مرکزی تخلیه می‌کنند.

ورید مرکزی (Central Vein)

در وسط هر لبول قرار گرفته و خون سینوزوئیها را دریافت می‌کند. از نظر ساختمانی سلولهای آندوتلیال پوشاننده ورید مرکزی بوسیله الیاف رتیکولر پشتیبانی می‌شوند.

برش عرضی

 

عروق خونی کبد

سیستم وریدی کبد

ورید باب یا پورت که 75 درصد خون کبدی را تامین می‌کند حاصل مواد غذایی جذب شده در دستگاه گوارش می‌باشد. این ورید از ناف کبد وارد و انشعابات آن در فضای پورت ، وریدهای پورتال یا بین لبولی نامیده می‌شوند و انشعاب وریدهای پورتال در محیط لبولها منتشر شده و وریدهای توزیع کننده را بوجود می‌آورند. از وریدهای توزیع کننده انشعاباتی به نام وریدچه‌های ورودی خارج و به سینوزوئیدهای کبدی منتهی می‌شود. خون سینوزوئیدها به ورید مرکز لبولی تخلیه می‌گردد. از بهم پیوستن این وریدها ، وریدهای تحت لبولی بوجود می‌آید. از بهم پیوستن این وریدها هم ورید کبدی بوجود می‌آید که آن نیز بنوبه خود ، خون را به بزرگ سیاهرگ زیرین می‌ریزد.

سیستم شریان کبدی

شریان کبدی که شاخه‌ای از شریان سیلیاک می‌باشد، خون اکسیژن‌دار را به کبد حمل می‌کند. شریان کبدی نیز از ناف کبد وارد و انشعابات آن مسیر ورید پورتال را طی کرده و انشعابات نهایی آنها شریانچه‌های ورودی را بوجود می‌آورند که خون خود را به درون سینوزوئیدها می‌ریزند. در سینوزوئیدها خون شریانی و وریدی مخلوط شده و به ورید مرکزی تخلیه می‌شود.

سلولهای کبدی (Hepatocytes)

هپاتوسیتها ، سلولهای بزرگی هستند با یک یا دو هسته که هسته آنها درشت ، کروی ، روشن و دارای هستک مشخص می‌باشند. سلولهای کبدی یکی از پرکارترین سلولهای بدن هستند که هر سلول به تنهایی هم به عنوان یک غده مترشحه داخلی و هم به عنوان یک غده مترشحه خارجی عمل می‌کند. با میکروسکوپ الکترونی ، سلول کبدی دارای شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار و صاف بسیار گسترده ، دستگاه گلژی توسعه یافته ، ریبوزومهای آزاد ، میتوکندریهای فراوان و لیزوزوم می‌باشد. سطوحی از سلول کبدی که در مجاورت سینوزوئیدها قرار دارند حاوی میکرویلیهای متعددی هستند و سطح تماس هپاتوسیت با خون را افزایش می‌دهند. سطحی از هپاتوسیت که در مجاورت هپاتوسیت دیگر قرار دارد دارای فرورفتگی ناودان مانندی است که کانالیکول صفراوی را بوجود می‌آورد.

اعمال سلول کبدی

پروتئین سازی

سلولهای کبدی پروتئینهای متعددی را سنتز و بطور مداوم به خون ترشح می‌کنند که از جمله آنها می‌توان آلبومین ، پروترومبین ، فیبرینوژن لیپو پروتئینها و هپارین را نام برد.

ذخیره سازی

سلولهای کبدی قارد به ذخیره سازی مواد مختلفی می‌باشند که از جمله آنها می‌توان تری گلیسریدها ، گلیکوژن و ویتامینها را نام برد. تجمع چربی زیاد در هپاتوسیتها باعث پیدایش شرایطی به نام کبد چرب می‌گردد که قابل برگشت است.

اعمال متابولیک

از مهمترین اعمال متابولیک سلولهای کبدی ، گلوکونئوژنز یا تبدیل چربیها و اسیدهای آمینه به گلوکز و دآمیناسیون اسیدهای آمینه برای تولید اوره است.

سم زدایی

سلولهای کبدی با استفاده از آنزیمهای شبکه آندوپلاسمی صاف خود و به طرق اکسیداسیون و متیلاسیون ، مواد متعددی نظیر الکل ، استروئیدها ، باربی توراتها را غیر فعال می‌سازند.

ترشح صفرا

تولید و ترشح صفرا از اعمال خارجی کبد می‌باشد. مهمترین اجزای تشکیل دهنده صفرا ، علاوه بر آب و الکترولیتها اسیدهای صفراوی و بیلی روبین می‌باشد. بیلی روبین حاصل از تجزیه هموگلوبین که به صورت غیر محلول در آب و خون وجود دارد، توسط هپاتوسیتها گرفته شده و به صورت محلول در آب درآمده و به کانالیکولهای صفراوی ترشح می‌شود.


 

ترمیم کبد

با آنکه سلولهای کبدی دارای عمری طولانی هستند ولی قدرت ترمیم (Regeneration) فوق العاده‌ای دارند. بطوری که موشها قادرند 75 درصد کبد خود را در یک ماده ترمیم کنند. با وجود این قدرت ترمیم کبد در انسان محدود است. عاملی که تقسیم سلولهای کبدی را پس از رسیدن به حجم اصلی خود مهار می‌کند، کالون (Chalone) نامیده می‌شود. کالون تولید شده در هر عضو متناسب با تعداد سلولهای تشکیل دهنده آن عضو می‌باشد. در صورت کاهش تعداد سلولها ، کاهش مقدار کالون محرک تقسیم سلولها می‌باشد.

بیماریهای کبد

یرقان

اختلال در ترشح یا دفع صفرا باعث افزایش بیلی روبین خون و بروز بیماری یرقان می‌گردد. اگر بیماری یرقان در اثر آسیب سلولهای کبدی بروز نماید یرقان هپاتیک نامیده می‌شود. ولی اگر از انسداد مجاری صفراوی مثل تشکیل سنگهای صفراوی یا پیدایش تومور ، ناشی شود آن را یرقان انسدادی می‌نامند. در صورتی که به علت همولیز زیاد گویچه‌های قرمز مقدار بیلی روبین تولید شده به حدی باشد که کبد نتواند همه بیلی روبین را به صورت محلول درآورده و دفع نماید، یرقان را یرقان همولیتیک گویند.

سیروز کبد

این بیماری نتیجه از بین رفتن بافت کبدی و جانشین شدن آن توسط بافت پیوندی است که در آن کبد سفت می‌شود. علت سیروز استعمال مشروبات الکلی ، اختلال مزمن و طولانی دستگاه گوارش و آتروفی حاد زرد کبد است. سیروز کبد با بی‌اشتهایی ، اختلال در عمل هضم ، نفخ شکم ، خارش پوست و یرقان شروع می‌شود. گاه خونریزی مری و استفراغ نخستین علامت سیروز کبد را تشکیل می‌دهد. جهت متوقف ساختن پیشروی بیماری پرهیز غذایی و دادن ویتامین مفید است.

منابع گیاهی مفید برای کبد

نعناع ، کاسنی ، انجیر ، آب انگور ، توت فرنگی ، هویچ ، آب سیب ، آب لیمو ، پوست مرکبات ، شلغم ، انگور فرنگی و دمکرده برگ توت فرنگی برای کبد بسیار مفید هستند.

 

 

استخوان:

 

دید کلی

اسکلت بدن از تعداد زیادی استخوان تشکیل شده است که بعضی از آنها فرد و بعضی دیگر زوج هستند. استخوانها از نظر شکل و اندازه بسیار متفاوت می‌باشند ولی بطور کلی آنها را به 5 گروه اصلی می‌توان تقسیم‌بندی کرد.

1.      استخوانهای مداز : استخوان مداز ، از یک تنه تقریبا استوانه‌ای با یک قسمت پهن در دو انتها تشکیل شده‌اند. این گروه بیشتر استخوانهای اندامهای فوقانی و تحتانی را در بر می‌گیرد.

2.      استخوانهای کوتاه : از نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند ولی بطور کلی می‌توان آنها را به شکل مکعب در نظر گرفت. این گروه استخوانهای قسمت پروکسیال دست و پا را در بر می‌گیرند که به ترتیب استخوانهای کارپال و تارسال نامیده می‌شوند.

3.      استخوانهای پهن : استخوانهای پهن در مقایسه با قطرشان سطح پهن دارند و شامل استخوانهای سقف جمجمه و دنده‌ها می‌باشند.

4.      استخوانهای نامنظم : استخوانهای نامنظم در نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند و در هیچکدام از گروههای فوق قرار نمی‌گیرند و شامل استخوانهایی می‌شوند که ستون فقرات و بعضی از استخوانهای جمجمه را تشکیل می‌دهند.

5.      استخوانهای سزامویید (کنجدی) : این استخوانهای در تاندونهای نزدیک مفاصل ظاهر می‌شوند مهمترین استخوان این گروه ، استخون کشکک می‌باشد.

ساختمان استخوان

استخوان بافتی است همبندی ، که از سخت‌ترین بافتهای بدن انسان بشمار می‌رود. استخوان از یک ماده بنیادی آلی که در نمکهای غیر آلی ذخیره شده‌اند تشکیل شده است. سختی استخوان به سبب وجود همین نمکهای غیر آلی است که تقریبا 60% وزن کل استخوان را تشکیل می‌دهند. این نمکها عمدتا شامل کلسیم ، فسفات و مقداری منیزیم و کربنات می‌باشند. خارج کردن نمکهای کلسیم از یک استخوان با قرار دادن استخوان در اسید معدن رقیق امکان پذیر است.

شکل استخوان پس از خارج کردن نمکهای کلسیم بهم نمی‌خورد ولی نرم می‌شود. به‌طوریکه مثلا یک استخوان دراز را آنقدر می‌توان خم کرد که دو انتهای آن به هم برسند. یک غشای همبندی به نام پریوستیوم periosteum سطح خارجی استخوانها را می‌پوشاند. این غشا در مفاصل حرکتی که با غضروف مفصلی پوشانده شده‌اند، وجود دارد. پریوستیوم محتوی یک شبکه عروق خونی است که از طریق آن ، عروق به داخل استخوان نفوذ می‌کنند. در برش عرضی ، دو گونه استخوان تشخیص داده می‌شود.

استخوان متراکم

با چشم معمولی و غیر مسلح ، به صورت متراکم و بی شکل دیده می‌شود، و لایه خارجی استخوان را تشکیل می‌دهد. موقعی که استخوان متراکم زیر میکروسکوب مورد بررسی قرار می‌گیرد، واحدهایی با آرایش منظم مشاهده می‌شوند که سیستم هاورس نام دارد. سیستم هاورس از قسمتهای ریز تشکیل شده‌است.

1.      یک حفره مرکزی (مجرای هاورس) که محتوی اعصاب و عروق است.

2.      دوایر متحدالمرکز استخوانی (لاملا) که حفره مرکزی را احاطه کرده‌اند.

3.      لاکونا به فضاهای بین لاملا که محتوی سلولهای استخوانی هستند گفته می‌شود.

4.      کانالیکولها ، مجاری باریکی هستند که لاملا عبور کرده و به لاکوما وصل می‌شوند. از میان همین مجاری است که مواد غذایی بوسیله رگها به داخل مجرای هاورس پخش می‌شوند.

مابین سیستم‌های هاورس مجاور ، لاملاهای دیگر به نام لاملاهای میان بافتی وجود دارند. و دورتادور محل استخوان توسط لاملاهای دیگری به نام لاملاهای محیطی احاطه شده است. مجاری هاورس مجاور هم ، به وسیله مجاری عرضی باریکه (مجاری ولکمن Volkmann's canal) به یکدیگر متصل می‌شوند و از میان همین مجاری است که رگها از یک سیستم هاورس به سیستم دیگر راه می‌یابند. گرچه استخوان متراکم با چشم معمولی بی شکل به نظر می‌آید، ولی می‌توان فضاهایی را در آن مشاهده کرد که تفاوت عمده میان استخوان متراکم و اسفنجی در اندازه همین فضاهاست.

استخوان اسفنجی

در رشته‌های استخوانی به نام ترابکولا که فضای ما بین آنها توسط چشم معمولی قابل روئیت است تشکیل شده است. مقدار هر یک از دو نوع استخوان فوق ، از استخوانی به استخوان دیگر و از قسمتی از استخوان به قسمتی دیگر فرق می‌کند. و بستگی به میزان قدرت مورد نیاز آن استخوان دارد. در تنه استخوان مداز ، یک لایه خارجی ضخیم از نوع استخوان متراکم وجود دارد. در صورتی که در یک استخوان نامنظم و یا کوتاه لایه متراکم استخوان نسبتا نازک است.

استخوان اسفنجی دارای لاملاهایی است که از نظر ساختمان شبیه به لاملاهای استخوان متراکم هستند با این تفاوت که فضاهای موجود در استخوان اسفنجی بزرگتر بوده و سیستم‌های هاورس فقط در ترابکولهای بزرگ دیده می‌شوند. استخوان اسفنجی مواد غذایی خود را از رگهای اطراف دریافت می‌کند.

مغز استخوان

تنه استخوان دراز ، دارای یک حفره مرکزی به نام موولا می‌باشد. این حفره با مغز استخوان ، که در میان ترابکولهای استخوان اسفنجی نیز دیده می‌شود، پرشده است. به هنگام تولد تمامی مغز استخوان سلولهای خونی را تولید می‌کنند که در آن مغز قرمز استخوان گفته می‌شود. با آغاز دوران بلوغ ، مغز قرمز فقط در استخوانهای جمجمه ، قرقره‌ها استخوانهای کتف ، ستون مهره‌ها ، دنده‌ها ، لگن و انتهای فوقانی بازو و رانها یافت می‌شود. در هر جایی که مغز قرمز توسط مغز زرد یا به عبارت دیگر چربی ، جایگزین شده باشد بافت خونساز کمی در آنجا وجود خواهد داشت.

کارایی استخوان

1.      استخوان چهارچوب نگهدارنده بافتهای نرم را تشکیل داده و به منزله تکیه‌گاهی برای تحمل وزن بدن می‌باشد.

2.      استخوان اهرمی است که ماهیچه‌ها برای ایجاد حرکت ، فشار خود را بر آن اعمال می‌کنند.

3.      استخوان از اترانهای حیاتی خاصی محافظت می‌کند مانند جمجمه که از مغز حفاظت می‌کند.

4.      استخوان از نظر دارا بودن بافت تولید کننده سلولهای خونی ، دارای اهمیت می‌باشد.

5.      استخوان منبع تجمع نمکهای کلسیک است.

توسعه و رشد استخوانها

در مدت تکامل بدن انسان ، بیشتر استخوانها ابتدا به صورت غضروف نمایان می‌شوند. اما تعداد کمی از آنها مانند ترقوه و استخوانهای سقف جمجمه ابتدا توسط پرده‌های متشکله مزودرم ظاهر شده و هیچ غضروفی ندارند. این تشکیلات اولیه غضروفی پرده‌ای بعدا طی مراحل استخوان سازی به استخوان تبدیل می‌شوند. بعضی از استخوانها از یک مرکز استخوان‌سازی منفرد بوجود می‌آیند. باین معنی که تشکیل استخوان از یک نقطیه در ماده اولیه شروع شد. قوه استخوانی شدن تمام استخوان ادامه می‌یابد.

استخوانهای دیگر ، مانند استخوانهای مداز ، از بیش از یک مرکز استخوان سازی استخوانی می‌شوند. بطوری که در بعضی از مراحل رشد، استخوان بوسیله قسمتهای غضروفی به چندین بخش تقسیم می‌شود. اولین مرکز استخوان سازی که در هر استخوان ظاهر می‌شود مرکز استخوان سازی اولیه ، و مراکز بعدی ، مراکز استخوان‌ سازی ثانویه نامیده می‌شوند. مرحله نموی که در آن این مراکز ظاهر می‌شوند در هر استخوان تقریبا ثابت است. بنابرین تعیین سن یک کودک نرمال با انجام رادیوگرافی از مناطق بخصوصی از اسکلت وی امکان پذیر است.

توسعه و رشد استخوان دراز

در یک استخوان دراز نمونه مرکز استخوان سازی اولیه در مرکز غضروف اولیه ، در حدود هشتمین هفته زندگی جنینی ظاهر شده و تا استخوانی شدن تمام تنه استخوان ادامه می‌یابد. تنه یک استخوان مداز و در حال رشد دیانیز نامیده می‌شود و استخوانی شدن دیانیز ، معمولا قبل از تولد کامل می‌شود.

 

 

گوارش:

 

دستگاه گوارشي

دستگاه گوارش از لوله گوارش و اعضاي مرتبط با آن تشكيل مي شود. لوله گوارش يك لوله پيچ خورده به طول حدود ۷ ‌متر است كه غذا در حين هضم شدن از آن عبور مي كند. اين لوله شامل دهان، حلق، مري، معده، روده هاي كوچك و بزرگ، راست روده و مقعد است. اعضاي گوارشي مرتبط عبارتند از ۳ ‌جفت غده بزاقي، كبد، لوزالمعده و كيسه صفرا. دستگاه گوارش، غذا را به قطعات كوچكتر تبديل مي كند تا به وسيله سلول هاي بدن قابل استفاده شوند و مواد باقيمانده را به شكل مدفوع، دفع مي‌كند.

صفاق

يك غشاي چين خورده به نام صفاق، سطح دروني جدار شكم و تمامي اعضاي گوارشي را مي پوشاند.

دهان و مري

فرايند گوارش در دهان آغاز مي شود. عمل دندان ها و زبان در طول جويدن، غذا را براي بلع به قطعات نرم و كوچكتر تبديل مي كند و از طرفي مواد موجود در بزاق، كربوهيدارت هاي موجود در غذا را تجزيه مي كنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مري مي راند. در همين زمان، كام نرم حفره بيني را مي بندد و اپي گلوت كه يك زايده كوچك غضروفي در پشت زبان است، حركت كرده، حنجره را مي بندد و به اين ترتيب غذا وارد بيني يا حنجره نمي شود.

معده

غذا از مري به داخل معده مي رود. آنجا ممكن است به هم خوردن و تجزيه جزئي آن به وسيله مايعات گوارش كننده تا ۵ ساعت طول بكشد تا تبديل به يك ماده نيمه مايع به نام سوپ معدي شود. مايعات بلعيده شده مثل آب و الكل از معده و روده مستقيماً‌ در عرض چند دقيقه عبور مي كنند.

روده كوچك

سوپ معدي وارد دوازدهه (قسمت اول روده كوچك) مي شود و به وسيله مايعات گوارش كننده كبد و لوزالمعده باز هم تجزيه مي شود. مرحله نهايي هضم در بقيه روده كوچك صورت مي پذيرد. در روده كوچك، مايعات گوارش كننده اي كه از جدار روده آزاد مي شوند، مواد غذايي را به واحدهاي شيميايي كوچكي تبديل مي كنند به طوري كه بتوانند از جدار روده وارد شبكه رگ هاي خوني اطراف آن شوند.

روده بزرگ

پس از جذب مواد غذايي در روده كوچك، مانده باقيمانده وارد روده بزرگ مي شود. بيشتر آب موجود در اين مواد به داخل بدن بازجذب مي شود و ماده دفعي نيمه جامد باقي مانده، مدفوع ناميده مي شود. مدفوع وارد راست روده مي شود و در آنجا تا زماني كه با يك حركت روده اي خارج شود نگهداري مي شوند.

كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده

كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده، به تجزيه شيميايي غذا كمك مي كنند. كبد از محصولات گوارش براي ساخت پروتئين هايي مثل پادتن ها (كه به مقابله با عفونت ها كمك مي كنند) و عوامل لخته كننده خون استفاده مي كند. كبد همچنين سلول هاي خوني فرسوده را تجزيه مي كند و مواد اضافي را به صورت صفرا دفع مي كند كه دركيسه صفرا ذخيره مي شوند و در گوارش چربي ها نقش دارند. ورود غذا به دوازدهه (اولين قسمت روده كوچك) كيسه صفرا را تحريك مي كند تا از طريق مجراي صفراوي، صفرا را به درون دوازدهه بريزد. لوزالمعده،‌ مايعات گوارش كننده قدرتمندي را ترشح مي كند كه در هنـگام ورود غذا به دوازدهـه، وارد آن مي شوند. اين مايعات، همراه با مايعات گوارش كننده اي كه به وسيله سطح داخلي روده توليد مي شوند، كمك مي كنند تا مواد غذايي به موادي تجزيه شوند كه جذب خون شده، به كبد برده مي شوند.

اعضاي گوارشي

كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده كه در قسمت فوقاني شكم قرار دارند، مايعات گوارش كننده را به درون دوازدهه ترشح مي كنند. صفرا از كبد و يك صفرا وارد مجراي صفراوي مي شود و ترشحات لوزالمعده نيز مستقيماً‌به دوازدهه مي ريزد.

حركات دودي

غذا در طول لوله گوارش به وسيله توالي مداوم انقباضات عضلاني كه حركات دودي نام دارند، به جلو رانده مي شود. ديواره هاي لوله گوارش با عضلات صاف پوشيده شده اند. براي راندن لقمه غذا به جلو، عضلات پشت غذا منقبض و عضلات جلوي آن شل مي شوند. موج دودي براي حركت دادن غذا در طول لوله گوارش، عضلات جداره ها با يك توالي به نام موج دودي منقبض و شل مي شوند.

 

روده کوچک:

 

دید کلی

جدار روده از مخاط پوشیده شده و دارای چینهای حلقوی شکل است. تمامی سطح مخاط روده را برجستگیهای ریزی به ارتفاع یک میلیمتر مانند مخمل ، مفروش کرده است. بدین ترتیب جذب مواد غذایی از جدار روده چندین برابر می‌گردد. قشر عضلانی روده با حرکات دودی خود ، محتویات روده یعنی مواد نیمه هضم شده که از معده وارد روده شده‌اند را به جلو می‌راند. حرکات روده کوچک را بر روی شکم افراد لاغر می‌توان مشاهده کرد.25 - 20 سانتیمتری ابتدای روده را دوازدهه (duodenum) ، یک و نیم متر بعدی را ژژونوم (JeJnum) و 4 متر بقیه را ایلئوم (Ileum) گویند.




·         آیا تا به حال در این مورد که ساختار داخلی روده به صورت صاف است و یا دارای چین خوردگیها و برآمدگیها و انوع و اقسام برآمدگیها فکر کرده‌اید؟

·         آیا می‌دانید چه سلولها و آنزیمهایی در لایه‌های مختلف روده کوچک وجود دارند؟

·         هر کدام از قسمتهای مختلف روده کوچک چه مشخصاتی دارند که از هم متمایز می‌شوند؟

·         چگونگی و روند هضم و جذب مواد در روده کوچک ، چگونه است؟

·         چه ناراحتیها و بیماریهایی تا به حال در روده کوچک کشف شده و مورد درمان واقع شده‌اند؟

با مطالعه این متن ، اطلاعاتی هر چند ناچیز در مورد این پاسخ این سوالها دریافت خواهید کرد.

چین خوردگیها و برآمدگیهای روده کوچک

چینهای حلقوی (Plica Circulatores)

چینهای بلندی هستند که در اثر پیشروی بافت همبند (پیوندی) زیر مخاط به قسمت زیرین طبقه مخاطی حاصل شده و در هر سه قسمت روده مخصوصا ژژونوم ، دیده می‌شوند. وجود چینهای حلقوی باعث می‌شود که سطح مخاط روده به 3 برابر افزایش یابد و از نظر ماکروسکوپیک نیز چین‌دار دیده شوند. که علت نامگذاری این چینها به دریچه‌های کرکونیگ می‌باشد.

پرزها یا ویلیها (Villi)

برآمدگیهای انگشت مانند یا برگی شکل به ارتفاع 1.5 - 0.5 میلیمتر هستند که در اثر پیشروی بافت همبند آستر در زیر اپی‌تلیوم بوجود می‌آیند. سطح پرزها بوسیله اپی‌تلیوم پوشیده شده و بافت همبند محور هر پرز ، حاوی رگهای خونی ، رگهای لنفی و سلولهای عضلانی است. پرزها سطح مخاط روده را تا 10 برابر افزایش می‌دهند.

میکروویلی (Microvilli)

برآمدگیهای سطح راسی (Apical) سلولهای پوششی هستند که تعداد آنها در هر سلول به 3000 عدد نیز می‌رسد و به حاشیه مخطط (Striated border) نیز معروف‌اند. میکروویلیها، سطح مخاط روده را تا 30 برابر افزایش می‌دهند. به عبارت دیگر ، مجموعه چین خوردگیهای فوق سطح مخاط روده را تا 600 برابر افزایش می‌دهند.

کریپتها یا غدد لیبرکون

تورفتگیهای لوله شکل اپی‌تلیوم در بافت همبند آستر می‌باشند که تا عضلات مخاطی ادامه یافته و غدد روده‌ای به نام لیبرکون را بوجود می‌آورند. کریپتهای روده‌ای عامل دیگری برای افزایش سطح روده محسوب می‌گردد.


ساختمان کلی روده باریک

مخاط (Mucosa)

مخاط روده باریک دارای اختصاصاتی است که آن را از سایر قسمتهای لوله گوارش ، متمایز می‌سازد. اپی‌تلیوم مخاط از سلولهای مختلفی تشکیل شده است که عبارتند از:

سلولهای جذب کننده (Absortive Cells)

این سلولها که هم در سطح پرزها و هم در جدار کریپتها، دیده می‌شوند به انتروسیتها نیز معروف‌اند. سلولهای جذب کننده از نوع منشوری بلند و حاوی میکروویلی‌های متعدد هستند. غشاء پوشاننده میکروویلیها دارای روکشی گلیکو پروتئینی به نام گلیکو کالیکس است. این روکش نه تنها به عنوان یک لایه محافظ در مقابل آنزیمها، عمل می‌کند بلکه محلی برای اتصال برخی مواد قابل جذب نیز محسوب می‌شود. غشای میکروویلی‌ها همچنین حاوی آنزیمهای گوارشی برای هضم و آنزیمهایی برای فعال کردن پیش آنزیمها و پروتئینهای حامل برای جذب مواد هضم شده است.

از جمله آنزیمهای موجود در غشاء میکروویلی‌ها ، می‌توان به دی‌ساکاریدازها (مالتاز - لاکتاز - ساکاراز) برای تجزیه دی‌ساکاریدها ، آمینوپپتیدازها ، دی‌پپتیدازها برای تجزیه پلی‌پپتیدها و دی‌پپتیدها به اسیدهای آمینه را نام برد. غشای میکروویلی‌ها در دوازدهه ، حاوی آنزیمی به نام آنتروکیناز می‌باشد که تریپسینوژن غیر فعال مترشحه از پانکراس را به تریپسین فعال تبدیل می‌کنند. وجود مجموعه اتصالی (Junctional Complex) در قسمت راسی سطوج جانبی این سلولها ، مانع از این می‌شود که مواد از طریق فضای بین سلولی وارد بدن شوند.

سلولهای جامی (Goblet Cells)

سلولهایی هستند که هم در سطح پرز و هم در سطح کریپتها دیده می‌شوند و دارای هسته قاعده‌ای و سیتوپلاسم راسی پر از ماده موکوسی هستند که به عنوان یک تک غده سلولی عمل می‌کنند. محتویات موکوسی سلول با معرف PAS (مخصوص کربوهیدراتها) به رنگ قرمز دیده می‌شود و در رنگ آمیزی معمولی ضمن آماده سازی بافت در مورد آماده کننده حل شده و باعث می‌شود که سلول به صورت تو خالی و روشن شبیه جام دیده شود. این سلولها در دوازدهه کم و هر چه به انتهای روده نزدیک می‌شویم، تعداد آنها نیز افزایش می‌یابد. موکوس مترشحه به وسیله این سلولها ، گلیکوپروتئین اسیدی است که سطح سلولها را لغزنده ساخته و دارای نقش حفاظتی است.

سلولهای پانت (Paneth Cells)

سلولهای هرمی و بلند هستند که در قاعده غدد لیبرکون ژژونوم و ایلئوم و به ندرت آپاندیس دیده می‌شوند. سیتوپلاسم راسی آنها پر از گرانولهای ترشحی درشت و اسیدوفیل می‌باشد. این سلولها، پایدار بوده و به ندرت تجدید می‌شوند. چون غنی از آنزیم ضد باکتری لیزوزیم عقیده بر این است که در تنظیم باکتریهای ساکن روده (فلور طبیعی) ، دخالت دارند.

سلولهای انترواندوکراین

این سلولها اکثرا در نزدیکی قاعده غدد لیبرکون دیده می‌شوند. و تعداد آنها در دوازدهه بیشتر از ژژونوم و ایلئوم است. این سلولها در روده باریک ، هورمونها و پپتیدهای مختلفی را ترشح می‌کنند که شناخته شده‌ترین آنها عبارتند از: سکرتین و کوله سیتوکینین برای کنترل ترشحات پانکراس و صفرا ، سروتونین ، سوماتوستاتین ، شبع گلوکاگن برای افزایش انقباضات عضلات و نوروتانسین برای کاهش انقباضات عضلات.

سلولهای متمایز نشده

سلولهای متمایز نشده یا سلولهای ریشه‌ای در قاعده غدد قرار دارند و در اثر تقسیم وتمایز همه سلولهای اپی‌تلیال را جایگزین می‌کنند.

آستر مخاط روده

بافت همبند شل و پرسلولی است که حد فاصل کریپتها و پرزها را پر کرده است. دارای تعداد زیادی لنفوسیت ، پلاسماسل و ماکروفاژ است. پلاسماسلها با ترشح ایمونوگلوبین A در اعمال دفاعی شرکت دارند.

زیر مخاط روده

از بافت همبند نسبتا متراکمی ساخته شده که حاوی رگهای خونی و لنفی است. زیر مخاط در دوازدهه حاوی غدد موکوسی به غدد برونر شده است.


 

طبقه عضلانی

این طبقه شامل عضلات صاف حلقوی در داخل و عضلات طولی در خارج است. طبقه عضلانی از خارج بوسیله سروز پوشیده شده که عبارت از لایه احشایی پرده صفاقی است.

خصوصیات اختصاصی دوازدهه

·         صفراوی مترشحه توسط کبد و ترشحات خارجی غده پانکراس در محلی به نام آمپول واتر به دوازدهه تخلیه می‌شوند.

·         زیر مخاط آن حاوی غدد موکوسی برونر است که مجرای ترشحی آنها پس از عبور از عضلات مخاطی به عمق کریپتها باز می‌شود.

·         ترشحات غدد برونر ، قلیایی و حاوی بی‌کربنات فراوان است، این ترشحات با کاهش اسیدیته کیموس معده از آسیب مخاط روده جلوگیری کرده و محیط مناسبی برای فعالیت آنزیمهای پانکراس فراهم می‌سازد.

خصوصیات اختصاصی ژژونوم

ژژونوم قسمت اصلی جذب مواد در روده بوده که سطح جذبی آن با داشتن چینهای وسیع ، پرزهای فشرده بلند و انگشتی و کریپتهای عمیق افزایش یافته است. تعداد عقده‌ها یا ندولهای لنفاوی در ژژونوم ، نسبت به دوازدهه فراوان می‌باشد.

خصوصیات اختصاصی ایلئوم

مشخصه ایلئوم وجود ندولهای لنفاوی کاملا گسترده در آستر است که پلاکهای پی‌پر نام دارند. ایلئوم در محلی به نام سکوم به روده بزرگ ختم می‌شود. در محل باز شدن ایلئوم به سکوم ، دریچه‌های ایلئوسکال وجود دارد که مانع از بازگشت مواد هضم نشده به داخل ایلئوم می‌شود.

هضم و جذب مواد در روده

کربوهیدراتها

مواد نشاسته‌ای در دهان توسط پتیالین بزاق به دکسترین تبدیل می‌شوند که آن نیز در روده تحت تاثیر آمیلاز مترشحه از پانکراس به دی‌ساکاریدها ، تجزیه می‌شود. دی‌ساکاریدها توسط دی ساکاریدازهای میکرویلی‌ها به مونوساکاریدها تبدیل شده و پس از جذب وارد مویرگ خونی شده و از روده حمل می‌شوند.

پروتئینها

پروتئینها تحت تاثیر آنزیمهای پپسین معده و ترپیسین کیموترپیسین مترشحه از پانکراس به پلی‌پپتیدهای کوچک و دی‌پپتیدها تجزیه می‌شوند. محصولات فوق تحت تاثیر آمینوپپتیدازهای غشای میکروویلی‌ها به اسیدهای آمینه تبدیل شده و پس از جذب توسط پروتئینهای حامل به گردش خون وارد می‌شوند.

چربیها (Fats)

هضم چربیها بطور عمده در روده و تحت تاثیر آنزیم لیپاز مترشحه بوسیله سلولهای پانکراس صورت می‌گیرد. تری گلیسیریدها تحت تاثیر لیپاز به مونوساکاریدها و اسیدهای چرب آزاد تبدیل می‌شوند. این محصولات توسط املاح صفراوی امولسینه شده و به صورت ذرات فسیل به قطر 2 نانومتر در می‌آیند که از غشاء میکروویلی‌ها عبور کرده و وارد سلولهای جاذب می‌شوند، در آنجا به شبکه آندوپلاسمی صاف منتقل شده و توسط آنزیمها به تری گلیسریدها تبدیل می‌شوند. و پس از افزوده شدن پروتئینها به دستگاه گلژی رفته و در آنجا با افزوده شدن قندها ، به صورت شیلومیکرونها آنجا را ترک کرده و وارد گردش خون می‌شوند.

بیماریهای شایع روده باریک

·         التهاب حاد روده: التهاب حاد روده را انتریت گویند. در فصل تابستان زیاد دیده می‌شود. علت آن خوردن مواد غذایی فاسد است. در بیماری شبه حصبه (پاراتیفوئید) هم التهاب روده دیده می‌شود. معالجه التهاب گرم نگه داشتن شکم با کیسه آب داغ است.

·         سرطان روده: سرطان روده باریک بسیار نادر است و سرطان روده بزرگ بیشتر دیده می‌شود.

·         سل روده: روده کودکان شیرخوار با خوردن شیر آلوده به میکروب سل به زخم سلی دچار می‌شود. در بزرگسالان نیز سل روده دیده می‌شود. اما سل روده در بزرگسالان همیشه یک عفونت ثانوی است. عفونت اولیه سل ریه است. زخم سل روده اکثرا در قسمت آخر روده باریک دیده می‌شود. علائم آن اسهال و تب است. معالجه آن از طریق داروهای ضد سل و رژیم غذایی مناسب می‌باشد.

 

 

مغز:

 

مقدمه

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.

سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند.


 

ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

·         پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.

·         پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.

·         پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.

در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.


 

مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.


 

بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند.

فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.

مننژیت مغزی

در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود.

آنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود.

بیماری هاری

میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد

 

 

روده بزرگ:

 

دید کلی

چینهای مقعدی و پرز در روده بزرگ دیده نمی‌شوند. روده بزرگ به طول 1.4 تا 1.8 متر ، از انتهای روده باریک شروع شده و به مجرای مقعد ختم می‌شود. ابتدای روده بزرگ که در ارتباط با ایلئوم قرار دارد، سکوم یا روده کور نامیده می‌شود. قسمتی از روده بزرگ که بین سکوم و آنال کانال قرار دارد، کولون نامیده می‌شود که به سه قسمت کولون مساعد ، کولون افقی و کولون نازل ، تقسیم می‌گردد. کولون نازل در انتها به سیگموئید و رکتوم و نهایتا آنال کانال ، ختم می‌شود. آیا می‌دانید:

·         هر کدام از قسمتهای روده بزرگ چه مشخصاتی دارند و چگونه از هم قابل تشخیص هستند؟

·         در مورد عروق خونی و لنفاوی و اعصاب موجود در روده بزرگ ، چه اطلاعاتی دارید؟

·         در روده بزرگ ، بیماریهای زیادی احتمال دارد بوجود می‌آید، آیا آنها را می‌شناسید؟

·         حتما تا به حال در مورد آپاندیس و آپاندیسیت مطالبی شنیده‌اید.

با مطالعه این متن ، بر اطلاعات خود در زمینه روده بزرگ بیفزایید.


 

سکوم و آپاندیس (Cecum and Appendix)

سکوم قسمت ابتدایی روده بزرگ است که زایده آپاندیس به قسمت بن بست آن متصل می‌شود. آپاندیس زایده انگشت مانندی است به طول 10 - 5 سانتیمتر و قطر متوسط 0.8 سانتیمتر که با افزایش سن ، قطر آن کاهش می‌یابد. دیواره آپاندیس مرکب از 4 لایه‌ای است که در سایر قسمتهای لوله گوارش یافت می‌شود. مخاط آپاندیس شبیه روده بزرگ ، فاقد پرز و چین و حاوی غدد لوله‌ای مستقیم است. اپیتلیوم پوشاننده آن شامل سلولهای جذب کننده و جامی است.

آستر و زیر مخاط حاوی تعداد زیادی عقده‌های لنفاوی است که با افزایش سن از تعداد آنها کاسته می‌شود. در افراد سالخورده با ناپدید شدن بافت لنفاوی در آپاندیس ، مخاط و زیر مخاط فیبروزه می‌شوند. طبقه عضلانی در آپاندیس شبیه روده کوچک ، مرکب از عضلات حلقوی در داخل و عضلات طولی در خارج است که از خارج بوسیله بافت سروز پوشیده شده است. آپاندیس یک عضو لنفاوی است و مانند دیگر بافتهای لنفاوی می‌تواند ملتهب شده و تولید آپاندیسیت نماید.

کولون (Colon)

وظیفه اصلی کولون جذب آب و املاح است که در نتیجه آن مواد هضم نشده وارده از روده باریک به کولون ، از حالت مایع به حالت جامد در آمده و مدفوع (feces) نامیده می‌شود. با توجه به عملکرد روده بزرگ که در اصل هدایت مواد هضم نشده به خارج از بدن است، روده بزرگ فاقد چین و پرز است. کولون شامل قسمتهای زیر است.

·         کولون صعودی: این کولون دنباله روده کور است که در طرف راست شکم روی جدار خلفی آن تا زیر کبد بالا رفته و از آنجا با زاویه تقریبا قائمه به سمت چپ پیچ خورده، کولون عرضی را تشکیل می‌دهد.

·         کولون عرضی: زیر معده قرار دارد و کاملا از پرده صفاق پوشیده شده و متحرک است و به واسطه بند مخصوص خود که دو قشر پرده صفاق باشد، به سطح خلفی شکم متصل می‌شود. علاوه بر این ، این پرده ، کولون عرضی را به انحنای بزرگ معده ، مربوط می‌سازد.

·         کولون نزولی: کولون عرضی در زیر طحال با یک زاویه حاد به سمت پایین آمده و کولون نزولی را تشکیل می‌دهد.

·         کولون خاصره لگنی یا سیگموئید: دنباله کولون نزولی ، کولون خاصره لگنی است که در حفره خاصره سمت چپ قرار دارد، سپس داخل لگن کوچک شده و به روده مستقیم ، منتهی می‌شود. کولون خاصره لگنی از پرده صفاق کاملا پوشیده شده، دارای بند مخصوص و حرکات آزاد است. در این قسمت ، روده کلفت‌تر می‌شود، زیرا مدفوع در آن جمع می‌شود تا موقع تخلیه فرا رسد.

·         سلولهای موجود در لایه مخاطی کولون موکوس ترشح می‌کنند تا با لغزنده ساختن سطح مخاط به دفع مواد هضم نشده کمک کنند.

روده مستقیم

روده مستقیم دنباله کولون خاصره لگنی و قسمت انتهایی روده کلفت است. طول آن 12 تا 15 سانتیمتر می‌باشد. روده مستقیم که در حفره لگن قرار دارد، در مرد عقب مثانه و پروستات و در زن عقب رحم و مهبل بوده و فقط ثلث فوقانی آن از پرده صفاق پوشیده شده است. پرده صفاق در مردان بین روده مستقیم و سطح فوقانی مثانه ، بن بستی به نام بن بست دوگلاس ایجاد می‌کند. در زنان این بن بست بین روده مستقیم و رحم قرار دارد. بن بست دوگلاس ، پایین‌ترین نقطه فضای درونی شکم است. روده مستقیم در گودی استخوان خاجی قرار دارد و لذا قدری به عقب خمیده است.

مجرای مقعدی (Anal Canal)

قسمت تحتانی روده مستقیم به مجرای مقعدی ختم می‌شود. این مجرا لوله‌ای به طول 3 سانتیمتر است که تنگ و باریک می‌باشد. عضله تنگ کننده مقعد ، سوراخ مقعد را می‌بندد. زیر مخاط مجرای مقعدی سیاهرگهای بسیاری وجود دارد و فراخ نشدن این سیاهرگها موجب پیدایش بیماری بواسیر می‌شود.


 

عروق خونی

رگهای خونی تغذیه کننده روده با عبور از طبقه عضلانی به زیر مخاط رسیده و شبکه عروق بزرگی را بوجود می‌آورند که انشعابات آن به آستر محور پرزهای در روده باریک ، نفوذ می‌نماید. شریانچه‌های انتهایی ، پس از تشکیل شبکه مویرگی در درون پرزها به وریدچه‌ها ، منتهی می‌شوند که وریدچه‌ها نیز به ورید زیر مخاطی و آنها نیز پس از ترک روده به ورید جمع آوری کننده مزانتری تخلیه می‌گردند. این وریدها نیز بهم پیوسته ، ورید باب را بوجود می‌آورند که مواد جذب شده را به کبد می‌رساند. چون همه مواد جذب شده از روده (غیر از چربیها) به کبد منتقل می‌شوند، داروهایی که در کبد متابولیزه می‌شوند، نباید به طریق خوراکی مصرف شوند.

عروق لنفی روده

عروق لنفی به صورت بن بست از راس پرزها شروع و مجرای شیری نامیده می‌شوند. این رگها شبکه مخاطی را تشکیل داده و سپس به لنفاتیکهای زیر مخاط می‌ریزند. رگهای لنفی زیر مخاطی ، پس از عبور از عقده‌های لنفی مسیر ، توسط مجرای توراسیک به سیستم وریدی تخلیه می‌شوند. بنابراین مواد حمل شده از طریق رگهای لنفی وارد کبد نمی‌شوند.

اعصاب

·         عصب گیری لوله گوارش توسط سیستم عصبی اتونوم انجام می‌گیرد که خود به دو قسمت داخلی (Intrinsic) و خارجی (extrinsic) تقسیم می‌گردد. قسمت داخلی که به سیستم عصبی روده‌ای نیز موسوم است، مرکب از نورونهای حسی ، نورونهای رابط و نورونهای حرکتی است که بدون ارتباط با سیستم عصبی مرکزی و بطور رفلکس ، عمل می‌نماید. بدین ترتیب که تحریکات ناشی از ترکیب مواد غذایی (تحریکات شیمیایی) یا اتساع روده در اثر تجمع مواد (اتساع مکانیکی) به شبکه‌های مایسنر ، منتقل شده و نورونهای حرکتی آنها ، سبب ترشح سلولهای اپیتلیال ، انقباض عضلات و تحریک حرکات روده می‌شوند.

·         سیستم عصبی روده‌ای از طریق کنترل حرکات پریستالتیک ، جابجایی مواد غذایی و تخلیه روده‌ها را امکان پذیر می‌سازد. بطوری که اختلال در عملکرد این سیستم ، تخلیه روده‌ها را مشکل می‌سازد و نمونه آن بیماری هیرشسپرونگ می‌باشد. در این بیماری قسمتی از روده‌ها (معمولا روده بزرگ) فاقد سیستم عصبی داخلی است و در نتیجه به علت عدم اتساع قسمت مبتلا ، دفع مواد هضم نشده ، امکان پذیر نیست.

·         بخش خارجی اعصاب روده‌ای ، شامل اعصاب آدرنرژیک سمپاتیک و اعصاب کولینرژیک پاراسمپاتیک می‌باشد که اولی مهار کننده و دومی محرک عضلات صاف جداره لوله گوارش است. سیستم عصبی خارجی در ارتباط با سیستم عصبی داخلی روده می‌باشد، بطوری که استرسهای شدید می‌توانند از طریق تحریک حرکات روده باعث پیدایش اسهال روانی گردند. با وجود این ، قطع سیستم عصبی خارجی ، اختلالی در عملکرد روده و حرکات پریستالتیک آن ایجاد نمی‌کند.



 

بیماریهای روده بزرگ

·         آپاندیسیت: بیماری آپاندیسیت یا التهاب زایده کرمی شکل شیوع فراوان دارد. علل پیدایش آپاندیسیت بسیار مختلف است. یبوست ، انگلهای روده ، تورم روده بزرگ ، عفونتهای عمومی از قبیل گریپ ، آنژین چرکی و ... می‌توانند ایجاد آپاندیسیت نمایند. اولین علامت مهم آپاندیسیت حاد ، احساس درد در اطراف ناف است، اما هنگام لمس و فشار ناحیه راست و زیر شکم ، دردناک است. هنگام حمله درد آپاندیسیت ، جدار سمت راست و زیر شکم سخت می‌شود.

بیمار حالت تهوع و استفراغ دارد. تب مختصر است و آزمایش خون از نظر نوع گلبولهای سفید ، عفونت حاد را نشان می‌دهد. اگر آپاندیس بیمار برداشته نشود، حمله حاد آپاندیسیت گاه به گاه تکرار خواهد شد. علت عود بیماری اغلب یک سرماخوردگی است. حملات بعدی آپاندیسیت همیشه سخت‌تر بوده و با عوارض بیشتری توام است، آپاندیس متورم ممکن است در مدت کوتاهی چرک کند و قانقرایا شود.

·         بواسیر: بواسیر یا خارجی است یا داخلی. اتساع سیاهرگهای اطراف مقعد به شکل یک یا چند دگمه برجسته آبی رنگ ، بواسیر خارجی نام دارد. بواسیر داخلی در صورتی که سیاهرگهای روده مستقیم متسع گردد، ایجاد می‌شود. یبوست مزمن ، نشستن دائم و چاقی و آبستنی ، مهمترین علل پیدایش بواسیر هستند. درمان آن از طریق عمل جراحی ، صورت می‌گیرد.

·         سرطان روده مستقیم: مهمترین علامت سرطان روده مستقیم ، تناوب اسهال و یبوست است. مدفوع گاه با خون همراه است. اگر بیماری زود تشخیص داده شود، با عمل جراحی قابل درمان است.

 

 

کلیه:

 

بطور معمول در هر فرد سالم دو کلیه وجود دارد که هر یک در یکطرف ستون مهره ها و زیر دنده های تحتانی واقع شده اند. کلیه ها به رنگ قرمز متمایل به قهوه ای بوده و از نظر شکل شبیه لوبیا می باشند. هر کلیه به اندازه مشت بسته فرد است. اکثر اعضائ بدن برای عملکرد مطلوب وابسته به کلیه ها هستند

وظایف کلیه ها


مهمترین وظیفه کلیه ها برداشت مواد زائد از خون و بازگرداندن خون تصفیه شده به بدن می باشد. هر دقیقه حدود یک لیتر خون (یک پنجم خونی که توسط قلب پمپ می شود) از طریق سرخرگ کلیوی وارد کلیه ها می شود. پس از اینکه خون تصفیه شد خون تصفیه شده از طریق سیاهرگ های کلیوی به بدن باز می گردد.
داخل هر کلیه متجاوز از یک میلیون واحد بسیار ریز عملکردی بنام نفرون وجود دارد. هر نفرون از یک صافی بسیار کوچک بنام کلافه (گلومرول) که به یک لوله کوچک (توبول) متصل است تشکیل می شود. آب و مواد زائد توسط این صافی از خون جدا می شوند و به داخل لوله های کوچک (توبول ها) جریان پیدا می کنند.
قسمت عمده این آب توسط لوله های کوچک باز جذب می شود و مواد زائد بصورت غلیظ وارد ادرار میشوند تا دفع گردند.
ادرارهای جمع شده از لوله های کوچک وارد قسمت قیفی شکل بنام لگنچه کلیه شده و سپس از طریق لوله ای بنام حالب وارد مثانه می شود. مثانه ادرار را تا زمانی که ادرار کنید نگهداری می کند. پس از مثانه ادرار از طریق لوله ای بنام پیشابراه از بدن خارج می شود. کلیه سالم بطور معمول یک تا ٢ لیتر ادرار در روز و بر اساس میزان مایعات دریافتی تولید می کند. کلیه سالم قابلیت افزایش فعالیت خود را دارد بطوریکه اگر یک کلیه از دست رود کلیه دیگر بزرگ شده و کار دو کلیه را انجام خواهد داد.

سه وظیفه اصلی کلیه ها:

1-کلیه ها آب بدن را تنظیم می کنند:
برای اینکه بدن شما بدرستی و به نحو مطلوب فعالیت کند لازم است که دارای حجم مناسب آب باشد. یکی از مهمترین وظایف کلیه ها برداشت آب اضافی یا حفظ آب بدن در موارد ضرورت می باشد.

2-کلیه ها مواد زائد را برداشت می کنند:
بسیاری از مواد در خون و مایعات بدن باید در اندازه مناسب وجود داشته باشند تا بدن به درستی عملکرد داشته باشد. برای مثال: سدیم و پتاسیم مواد معدنی هستند که از مواد غذایی بدست می آیند. این مواد معدنی برای سلامتی لازم هستند اما باید در حد معینی نگهداشته شوند. زمانیکه کلیه ها بدرستی فعالیت کنند، مواد زائد از بدن داخل ادرار ترشح می شوند همچنین کلیه ها در تنظیم سایر مواد معدنی در بدن مانند: کلسیم و فسفر که برای تشکلی استخوان لازمند، کمک می کنند مواد زائد مانند: اوره و کراتی نیز باید از بدن خارج شوند . اوره و سایر مواد زائد زمانی که بدن پروتئین ها مانند: گوشت را تجزیه می کند، تشکیل می شوند. کراتی نین یک محصول زائد عضلات است. اگر فعالیت کلیه ها کاسته شود، اوره و کراتی نیز در خون افزایش می یابند بسیاری از محصولات زائد اگر از مایعات بدن جدا نشوند برای بدن سمی هستند برای مثال، وقتی فردی دارویی مصرف می کند، مواد زائد شیمیایی که از مصرف این دارو در بدن بوجود می آیند، عمدتا توسط کلیه ها از بدن خارج می شوند.

٣- کلیه ها هورمون می سازند:
کلیه های سالم پیک (پیغام بر) های شیمیایی مهمی بنام هورمون ها را نیز می سازند. این هورمون ها در جریان خون گردش کرده و بعضی از عملکردهای بدن مانند: فشار خون، ساخت گویچه های قرمز و برداشت کلسیم از روده ها را تنظیم می کنند.

علائم بیماری کلیوی


بیماری کلیوی معمولا بی سر و صدا پیشرفت می کند و قبل از ایجاد هر گونه شکایت موجب تخریب قسمت عمده ای از فعالیت و عملکرد کلیه می گردد. بنابراین افراد در معرض خطر پیشرفت بیماری کلیوی باید بطور مرتب مورد ارزیابی قرار گیرند. این افراد کسانی هستند که مبتلا به بیماری قند - دیابت - پرفشاری خون، بیماری عروقی و وابستگان نزدیک افراد مبتلا به بیماریهای ارثی کلیه می باشند
گاهی اوقات افراد با بیماری شدید کلیوی نیز بدون علامت می باشند. این موضوع اهمیت آزمایش خون یا ادرار را در بررسی مشکلات کلیوی روشن می کند. بهرحال شکایات و علائم زیر می توانند نشانگر بیماری کلیوی باشند که در صورت وجود، انجام آزمایشات و بررسی های بیشتر توصیه می شود
بعضی از علائمی که می تواند نشانگر بیماری کلیوی باشد عبارتند از:

·         خستگی

·         پرفشاری خون

·         ورم چشم ها، دست یا پا

·         دفع ادرار خونی، تیره یا رنگ چای

·         شب ادراری(بیشتر از یک بار در موقع خواب)

·         کاهش اشتها(کاهش وزن)

·         خارش سراسری پایدار


زمانی که کلیه ها نارسا شوند مواد زائد و مایعات در بدن تجمع پیدا کرده و شما نیاز به درمان دیالیز (برای تصفیه خون یا به وسیله ماشین یا از راه شکم و بصورت دیالیز صفاقی) یا پیوند کلیه دارید چگونه می توانید در پیشگیری از بیماریهای کلیوی موثر باشید.
فشار خون خود را بطور منظم چک کنید. فشار خون بالا و کنترل نشده سرعت طبیعی هر گونه بیماری کلیوی را افزایش می دهد. اگر شما مبتلا به بیماری قند، دیابت می باشید، باید بیماری شما تحت کنترل درآید. تعداد زیادی از بیماران کلیوی مبتلایان به بیماری قند می باشند به خصوص و حتی الامکان از مصرف داروهایی که توسط پزشک تجویز نشده اند ماند مسکن ها خودداری کنید. قبل از مصرف هر دارو حتما با پزشک خود مشورت نمائید
سایر داروهای خاص مانند سموم، آفت کش ها و مواد مخدر و ...- نیز می توانند موجب آسیب کلیه شوند. پزشک شما مشکلات و عوارض ناشی از مصرف طولانی مدت و بدون مجوز این داروها را بیان می کند

 




آریایی ها
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390
ساعت : 2:10 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

ماد
ماد نام سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. مجموعه لشکرکشی های آشور به سرزمین ماد در قرن هشتم پ. م. و خطر حمله از غرب بوسیله دولت زورمند آشور، نیاز تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها که جدیدترین مهاجران به زاگرس بودند بوجود آورد
ماد*ها پایه*های نخستین شاهنشاهی (728-550 پ.م.) آریایی*تباران را در ایران بنیاد نهادند. در آغاز قرن 6 پ. م. با شکست آشور و فتح شرق لیدیه پادشاهی ماد تبدیل به شاهنشاهی بزرگی در آسیا شد. امپراتوری ماد در زمان، هووخشتره به بزرگترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای اولین بار در تاریخ به زیر یک پرچم اورد. هوخشثره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود.
پایه گذاری دولت ماد به عنوان نخستین دولت بر پایه وحدت اقوام مختلف ساکن فلات ایران با مشترکات و پیوندهای فرهنگی را باید به عنوان مهمترین رویداد در تاریخ ایران به شمارآورد.

سرزمین ماد

سرزمین ماد 600 پ.م.
مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی در مجموع معلوم می گردد که سه طایفه از شش طایفه تشکیل دهندهً اتحاد مادها یعنی بوسیان (کردوخی ها و میتانی ها) ، ستروخاتیان (ساگارتی ها، کرمانجها) وبودیان (لرها) متعلق به کردها و لرها بوده و سه طایفه مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (طایفه نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران ( ری ) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی می کنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.
مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی های ساگارتی میزیسته اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد ها بوده و بعدها رو به جنوب رفته اند.

جنگ های آشور و ماد
مجموعه لشکرکشی های آشور به سرزمین ماد در قرن هشتم پ. م. نتوانست قدرت مادها را در هم بشکند و بیشتر حملات غارتگرانه بودند. دولت ماننا اتحادیه طوایف مانانایی منطقه و خود، از گذشته جزیی از سازمان های حكومتی لولوبيان -گوتيان بودند. دولت ماننا در سده هفتم ق.م. جزیی از دولت بزرگ ماد به شمار می رفت. اخرین لشکرکشی اشور به ماد در سال 702 پ. م. بود. خطر حمله از غرب بوسیله دولت زورمند آشور، نیاز تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها که جدیدترین مهاجران به زاگرس بوده اند بوجود آورده است. ماد*ها پایه*های نخستین شاهنشاهی آریایی*تباران (728-550 پ.م.) را در ایران بنیاد نهادند.

 پارس ها

پارس ها نيز مانند مادها مردماني آريايي بودند . ايشان نيز مانند خويشاوندان مادي خود مدت زيادي تحت تسلط آشوري ها بودند. کتيبه هايي ازپادشاهان آشور ( سارگن ، سلمانسرو آشور حيدون ) در اين ارتباط در دست است . پارس ها به شش طايفه شهري پاسارگادي ها ، مرفي ها ، ماسپيانها ، پانتالي ها ، دروزي ها و ژرمن ها و چهار طايفه چادر نشين ساگارتي ها ، مردها ، دروپيک ها و دا ان ها تقسيم مي شده اند . پارسها پس از اتحاد با مادها در زمان فرورتيس از قيد دولت آشور رها شدند .

چنان که گفته شد پارس ها در بدو ورود به فلات ايران درمحلي به نام پارسوا واقع در مغرب و جنوب غربي درياچه اروميه و در همسايگي دولت ماد و اورارتو سکني گزيدند . معماري اورارتو مخصوصا به سنگ پايه ساختمان اهميت مي داد ولي آن هرگز به صورت ستوني داراي سر ستون درنيامد ، ساختمانها داراي بامهاي شيرواني و از دو طرف شيب بودند . به نظر مي رسد پارس ها اين ويژگيها را با تغييراتي از جمله افزودن سر ستون به ستونها در ساخت مجموعه هاي تخت جمشيد و پاسارگاد به کار بردند .

اقامت پارس ها در پارسوا در شمال غربي ايران زياد طول نکشيد ، سرانجام تحت فشار آشوريان از سويي وبرنتابيدن تابعيت اورارتورها ( همسايه گان شمالي ) از سوي ديگر، در قرن هشتم ق .م ايشان را برآن داشت تا به تدريج در امتدا زاگرس و به سمت جنوب شرق ايران مهاجرت نمايند . بنا به سال نامه هاي آشوري در حدود 700 ق .م آنان در محوطه غربي جبال بختياري تا مشرق شوشتر کنوني در ناحيه اي که به آن پارسوماش ( مسجد سليمان کنوني ) نام داده بودند و در اراضي دولت عيلام قرار داشت ساکن بوده اند .

عيلام ديگر در اين زمان آن قدرت را نداشت که از استقرار پارس ها جلوگيري کند . به نظر مي رسد در اين زمان پارس ها تابعيت عيلام را پذيرفته بودند . پارس ها تحت رياست هخامنش حکومت کوچک خود را که مقدر بود بسيار بزرگ گردد تشکيل داده بودند . هخامنش نام سرسلسله اين دودمان و ازطايفه پاسارگاديان است که پس از وي پسرش چش پش سرزمينهاي تحت تسلط خويش را ما بين دو تن از پسرانش آريارمن (منطقه پارس ) و کوروش اول ( منطقه انشان ) تقسيم مي کند . هجوم سکاها به ماد و استقرار 28 ساله ايشان در سقز چش پش را از تابعيت مادها رهاند . از اينجا سلسله هخامنشي به دو شاخه پارسي و انشاني ( انزاني ) تقسيم مي شود . درست در زماني که عيلاميان درگير جنگ داخلي و مبارزه با آشوريان بودند حکومت پارسيان رو به توسعه تدريجي بود . سرانجام آشور باني پال دولت عيلام را برانداخت و راهي سلسله جبال بختياري يعني مملکت پارسوماش و محل اقامت پارس ها شد که در آن زمان مطابق با نوشته هاي آشوري، پادشاهي آن در اختيار کوروش اول يعني پسر چش پش بود . پادشاه به نشانه حسن نيت و تسليم در برابر آشوريان فرزند ارشد خود اروکو را به عنوان گروگان در اختيار دشمن فاتح قرار داد . اين حادثه نخستين تماس مستقيم ميان آشوريان و پارس ها بود . پس از آريارمن ، پسرش آرشام در پارس و پس از کوروش اول ، پسرش کمبوجيه درانشان حکومت مي کنند.

کوروش دوم (بزرگ)

ايختو ويگو (آستياگ) پادشاه ماد ، دخترش ماندانا را به عقد کمبوجيه پارسي ( پادشاه انشان ) در مي آورد .حاصل اين ازدواج فرخنده بزرگمردي است به نام کوروش که يونانيان او را سيروس ناميده اند . به تدريج ، شهرت و قدرت گرفتن کوروش در پارس موجب نارضايتي ايختو ويگو شده و با تدارک ديدن لشکري برعليه نوه اش قيام مي کند . اما به دليل محبوبيت کوروش و نارضايتي مردم ماد ( سرزمين مادري کوروش کبير) از پادشاه و ياري بزرگان ماد ، ايختو ويگو در جنگ شکست خورده و کوروش به سلطنت پدر بزرگش پايان داده و دولت متحد و بزرگ ايران را تشکيل مي دهد. نبونيد پادشاه بابل اين واقعه را در کتيبه اي به نام سال نامه نبونيد اينگونه شرح مي دهد : «....... و قشوني جمع کرده ، به جنگ کوروش رفت ،ليکن لشکر او ياغي شد و ايختو ويگو را گرفته تسليم کوروش نمود »

هرودوت مورخ يوناني مي نويسد : مردم و بلندپايگان مادي که به هيچ روي از وي رضايت نداشتند با هدايت يکي از بزرگان ماد به نام هارپاگ بر آستياگ شوريده و کوروش هخامنشي را به سلطنت رساندند . کوروش از پدر بزرگ خود کينه اي به دل نمي گيرد و با وي رفتار مناسبي نشان داده و تا پايان عمر وي را مورد احترام قرار مي دهد .همدان را همچنان به عنوان يکي از پايتخت هاي ايران باقي گذاشت و سران مادي در شغل خود باقي مانده و تعدادي نيز منسب هاي مهم و جديدي دريافت نمودند .

کوروش در مدت کوتاهي توانست با شعار احترام به حقوق انسان واتحاد قبايل مختلف آريايي ( ماد ، پارت ، پارس و ... ) يکي از معظم ترين امپراتوري هاي جهان را برآورد . تصوير زير نمايشي از اتحاد بزرگان ماد و پارس در تخت جمشيد است .

 

 پارت ها

1.   پارت در بر گيرنده خراسان امروزی است و در کتيبه داريوش (بيستون) يکی از ايالات ايران می باشد.در اينجا به طور خلاصه به پادشاهانی که در زمان آن ها اتفاق های بزرگی افتاده اشاره می کنم.
سومين گروه از اقوام آريايي كه به ايران آمدند و در شرق مستقر شدند.پارتيان بودند، نژاد آنها آريايي، زبان آنها ايراني و آيينشان مزدا پرستي رايج در ايران شرقي بود. فرهنگ اجتماعي آنان آميزه اي از آداب و عقايد مذهبي و فرهنگ پهلواني بود. كه بر حسن سلوك و رفتار و شجاعت مردانگي و جوانمردي و نيروي بدني تاكيد مي ورزيد. يكي از مهمترين دلايل پيوستن شهرنشينان شرق كشور به پارتيان در قيام بر ضد حكومت سلوكي - جدا از پيوندهاي خويشاوندي بين آنان - حسن سلوك آنها با مردم نواحي اطراف و ناخرسندي آنان از شيوه حكومتي سلوكيان بود كه تاكيد بر تبعيض قومي و نژادي داشت.
چادرنشين و صحراگردي از پارتها مردماني چابك، شجاع و پرتحرك ساخته بود. كه در سواركاري و تيراندازي ماهرانه در هنگام سواري نظير نداشتند.شجاع ترين و قويترين فرد قبيله پهلوان نام داشت.هر شخصي كه به اين مقام نايل مي شد. مشخصا علاوه بر قدرت بدني ملزم به داشتن صفات و خصايل اخلاقي نيكو نيز مي بود.
اشکانيان که به طور کلی اطلاعات کمی از آن ها در دست می باشد ؛ در سال۲۵۰ ق.م توسط ارشک (اشک نخست) بر پا شد.و بيست و نه اشک (پادشاه) در اين سلسله فرمانروايی کردند.
اشك و نخستين انديشه استقلال
نخستين بار انديشه استقلال در برابر بيگانگان سلوكي را پهلواني پارتي به نام اشك جامه عمل پوشانيد، در حاليكه سلوكيان هفتاد سال از سلطنت بر ايران پشت سرگذاشته بودند، ‌قيام اشك سلوكيان را به نشان دادن عكس العمل واداشت. و عليرغم تصور از آن سپاه سلوكي با شكست مواجه شد و اين اولين پيروزي رسمي پارتيان و متحدانشان در برابر قوم حكومت گر بود. پس از اشك برادر و جانشين وي تيرداد بر قدرت پارتيان افزود و بر توسعه متصرفات افزود و بدين ترتيب پيشروي آنان از شرق به سمت غرب آغاز گرديد.و روز به روز بر قدرت پارتيان و تثبيت حكومتشان افزوده مي شد.و با اقدامات مهرداد شاه ديگر پارتي قلمرو پارتيان كه به افتخار نام احياگر استقلال ايران(ارشك يا اشك) اشكاني خوانده شد. به وسيع ترين حد خود رسيد.مهمترين رمز موفقيت ها و پيروزي هاي مهرداد اول همگي در سايه شفقت و انسانيت نهفته در سرشت وي بود، آن چنان كه محققان وي را از نظر بزرگ منشي، بلند نظري، متانت و نجابت اخلاقي در دودمان اشكاني، همتاي كوروش بزرگ در دودمان هخامنشي دانسته اند. نام اشك توسط همه شاهان اشكاني حفظ شد به طوريكه فرعون توسط فرمانروايان مصر، قيصر يا سزار توسط روميان كسري يا خسرو توسط ساسانيان به كار مي رفت.
حكومت مهرداد دوران توسعه قلمرو و تثبيت قدرت
مهرداد با تسخير عيلام، پارس و سپس بابل و بدنبال آن شكست پادشاه سلوكي و تصرف شهر سلوكيه. ايران را تا دورترين مرزهاي غربي امتداد داد. (عنوان شاد شاهان) كه اشك ششم يعني مهرداد با اقتباس از شاهان هخامنشي برخود نهاده بود بدليل اقداماتي كه وي در زمان حياتش انجام داد. به عنوان برازنده ترين لقب حتي پس از مرگش نيز وي را شايسته منحصر به فرد اين عنوان در خاندان اشكاني گرداند. وقتيكه مهرداد در سنين پيري چشم از جهان فروبست، او را بمانند بنيانگذار واقعي سلسله پارت با تشريفات بسيار به خاك رفت.پارت او را همچون قانونگذاري خردمند تجليل كرد، چرا كه او در تمام قلمرو وسيع خويش نزد هر قومي كه رسم و بنيادي پسنديده يافت. آنرا در سرزمين خويش رايج كرد. قلمرو او از بين النهرين و بابل تا سرزمين سغد و هند امتداد داشت.و اقوام بسيار با آداب و رسوم گونه گون در اين قلمرو وسيع تحت حكم او مي زيست.
پس از مهرداد اول بدليل پديدار شدن نا امني كه توسط برخي اقوام در شرق نير سكاها و كوشانيان بوجود آمده بود. در زمان چند اشك ادامه يافت. تا سرانجام با روي كار آمدن اشك نهم كه مهرداد دوم نام داشت. توفيق قابل ملاحظه اي در غلبه بر هرج و مرج حاصل شد. وي پايه هاي حكومت و اركان داخلي آنرا چنان مستحكم نمود كه حتي پس از مرگ وي نيز با وجود مدعيان سلطنت و پاره اي اختلافات داخلي امپراطوري اشكاني از هم متلاشي نشد.و قدرت خود را حفظ نمود. تدابيري كه وي در زمينه داخلي و حكومتي انديشيد سبب شده است كه محققان وي را يادآور داريوش بزرگ خوانده به وي لقب مهرداد كبير دهند.
دوران حكومت اشك هاي دهم تا سيزدهم دوران درگيري و هرج و مرج داخلي بود. تا اينكه با روي كارآمدن اشك سيزدهم، ارد اول فصل تازه اي از روابط خارجي ايران با دولت هاي همسايه كه مهمترين آنها روم بود آغاز گرديد. در آن زمان ايران در شرق و روم در غرب دو قدرت بلامنازع بودند و هر دو در پي گسترش و توسعه قلمرو و بسط قدرت. و همين مساله گاه و بيگاه سبب ايجاد تعارضاتي از سوي طرفين به خاك يكديگر مي شد. ولي مشكل اصلي را روميان آغاز كردند و بدين ترتيب روابطي كه مي توانست بهترين شكل و سياق را داشته باشد و سبب تبادل فرهنگ و تمدن باشد و در نهايت به شكوفايي و پيشرفت در امپراطوري كه دنيا را عملا در يد قدرت خود داشتند. منجر شود. تبديل به جنگ هايي شد كه تا پايان امپراطوري پارت و پس از آن تا پايان امپراطوري روم ادامه يافت. در واقع اين جنگ ها به طوري رسمي و جدي از زمان سلطنت ارد - اشك سيزدهم - و به دليل بلند پروازي هاي برخي سرداران(رومي) از جمله كراسوس آغاز شد. و مهمترين انگيزه وي، عشق به طلاهاي سلوكيه و نفايس و خزاين ماد بود. ولي مهمترني مساله را نيز نبايد از نظر دور داشت و آن مساله همد ستي ايالت بزرگ ارمنستان با روميان بود كه اطاعت و تبعيت از ايران برايشان قابل تحمل نبود. آنان خواهان استقلال تمام و كمال بودند. كه اين مساله نيز در قوانين امپراطوري اي كه آنان در آن قرار گرفته بودند يعني اشكانيان مفهومي جز عصيان و سركشي نداشت. بنابراين شاهان ارمنستان هر از چندگاه با تحريك روميان و اتحاد با آنان سبب ايجاد منازعاتي بين ايران و روم مي شدند. نوع حكومت اشكانيان نيز دست آنان را در اين امر بازتر مي كرد. اشكانيان از هنگاميكه روي كار آمدند و تشكيل حكومت دادند، شيوه ملوك الطوايفي را به جاي ايجاد يك حكومت مركزي كه همه در سايه نظارت همه جانبه آن باشند ترجيح دادند. بدين شكل كه برخي ايالت ها نظير پارس، آذربايجان و ارمنستان از استقلال داخلي برخوردار بودند.و در عوض انقياد و تابعيت اشكانيان را مي پذيرفتند و در هنگام جنگ نيز به منظور كمك به پادشاه و نشان دادن وفاداري و اتحاد با او سپاه خود را به سمت مركز حكومت گسيل مي داشتند. شاهان ارمنستان نيز از اين موقعيت براي كسب استقلال و تجزيه از قلمرو اشكانيان استفاده مي نمودند.
حال شرح مختصري از برخي پادشاهان اشكاني
*اشک اول(ارشک): ارشک يکی از افراد خاندان آريايی و از تيره پارت ها بود. وی به نشان کاردنی و شعاعت توانست سلوکی ها را (جانشينان اسکندر مقدونی) از خاک ايران بيرون کند.بقيه شاهان به احترام موسس سلسله اشکانی نام خود را اشک گزاردند.
* اشک نهم (مهرداد بزرگ): وی قبايل وحشی را عقب نشاند و بخشی از سيستان وبلوچستان را نيز تحت فرمان خود درآورد و تا حدود هندوستان پيش رفت. و سپس به ارمنستان لشگر کشيد.و آنجا را تصاحب کرد. از آن پس ايران و روم بر سر سرزمين های ارمنستان جنگ های فراوان کردند. همانگونه که گفتم مهرداد بزرگ در هندوستان پيروزی هايی را بدست آورد و حتی تا کوه های هيمالايا پيش رفت. اين موضوع از سکه هايی که به تازگی در آن نواحی پيدا شده است ثابت گرديده. مهرداد بزرگ پس از ۴۸ سال پادشاهی در سال ۷۶ ق.م درگذشت.
*اشک چهاردهم(فرهاد چهارم): در سال ۳۷ق.م بر اورنگ شاهنشاهی نشست.وی جنگ هايی با روميان داشت که آنان را چنان شکست داد که تا صد سال توان مقابله و حمله به ايرانيان را در خود نديدند.وی پرچم روميان را از آنان گرفته بود و پس از چند سال به آنان بازگرداند. که اين مسئله باعث خوشحالی بسيار مردم ايتاليا شد. و يکی از شاعران آن دوره(هوراس) اين رويداد را که برای آنان بسيار مهم بود به نظم در آورد.
*اشک پانزدهم (فرهاد پنجم): فرزند اشک چهاردهم. در زمان او بود که عيسی مسيح متولد شد.
*اشک بيست و نهم(اردوان پنجم): اردوان جنگ هايی با روميان داشت. روميان در اين جنگ گورستان های پادشاهان اشکانی را ويران کردند و استخوان های آنان را درآوردند. اين موجب خشم دربار ايران شد. و شرايطی را برای صلح قرار داد که روميان نپذيرفتند و جنگی سخت در گرفت که ايرانيان پيروز شدند. لکن جنگ های پی در پی ادامه يافت و هر دو سو خسته شدند. در آن هنگام قيصر روم شرايط صلح را پذيرفت. و حاضر شد ۵۰ميليون دينار رومی به ايران به عنوان خسارت بپردازد.
در زمان اردوان بود که اردشير پسر بابک عليه دولت اشکانی به پاخاست. و سر انجام اردوان را در کنار رود جراحی شکست داد. پس از چند سال اردشير بابکان همه ايران را گرفت و بدين ترتيب دولت اشکانی پس از ۴۷۰ سال فرمانروايی سقوط کرد.
پايتخت های اشکانيان را شهر های مختلفی نوشته اند.اما شهر های تيسفون و صددروازه(دامغان کنونی) معروف ترين آن هاست.
روش حکومتی پارت ها به گونه ای بود که مجلس مهستان شاه را از نسل ارشک تعيين می کرد.اين مجلس خود از دو انجمن تشکيل شده بود. ۱:مجلس شاهزادگان ۲: مجلس بزرگان و روحانيون.
اشکانيان با اسيران به مهربانی رفتار می کردند و کشتن آن ها را روا نمی داشتند.پيمان شکن نبودند.جنگ و شکار را دوست داشتند.از آنجايی که به دين زرتشت دلبسته و پايبند بودند دروغ گفتن را گناه شمرده و دشمن سرسخت سحر و جادو بودند.

 




عجایب هفتگانه دنیا
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390
ساعت : 8:21 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

 

1- معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه )

معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه) يکي از زيباترين بناهاي ايام گذشته بود . اين بنا با داشتن 100 ستون مرمري زيبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر مي رسد يکي از عجايب هفتگانه به حساب مي آيد . اين معبد فضايي را در بر مي گرفت که تقريبا چندين برابر وسعت آکروپليس در آتن بود . ميتوان گفت که معبد آرتميس صعود و سقوطهاي بسياري را در طي قرنها پشت سر گذاشت . اين بنا در 600 سال قبل از ميلاد ساخته و در550 سال پيش از ميلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسيار زيباتر و عظيمتري باز سازي شد . اين بنا براي دومين بار دچار حريق شد البته اين بار بطور عمدي توسط فردي بنام هروستراتوس که براي به ياد ماندن نامش به اين کار دست زد، ولي اين معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسيار بهتر از قبل ساخته شد . اين معبد بسيار زيبا درونش با مجسمه هاي بي نظير تزيين شده بود . اين معبد پا بر جا بود تا زمانيکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از ميلاد براي هميشه از صفحه تاريخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از اين معبد باقي ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بين رفت.


2- مجسمه زئوس

تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبي در جنوب غربي يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را مي پرستيدند و در زمانهاي مشخص به افتخار او جشن هايي بر پا مي كردند. در اين جشن ها مسابقات ورزشي هم انجام مي شد. از نظر ساكنان دنياي قديم اين بازيها خيلي مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاري مسابقات، جشن ها متوقف مي شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آساني خود را به محل مسابقات برسانند.

مجسمه زئوس خداي يونان در المپيا يکي از عظيم ترين مجسمه هاي جهان است . اين اثر در 450 سال قبل از ميلاد توسط مجسمه ساز معروفي بنام فيدياس ساخته شد اين هنرمند همان کسي بود که مجسمه خداي آتنا را هم براي معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12 متر بود . بدن اين مجسمه را از عاج فيل و ردا و موها و ريشش را از طلا ساخته بودند . اين اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس برخورد مي کرد . فيدياس با اين کار مي خواست اقتدار و نيرومندي زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس که طول آن به 64 متر مي رسيد قرار داشت . 72 ستون خارجي اين معبد که به سبک معماري قديم يونان بودند اين معبد را داراي معماري خيره کننده اي کرده بودند . سنگفرش آن نيز با مجسمه هاي بي نظيري تزيين گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در اين معبد قرار داشت تا هنگاميکه بعضي از يونانيها آنرا به استانبول منتقل کردند . البته اين زياد طول نکشيد چرا که محل جديد نيز در آتش سوخت و اين مجسمه براي هميشه از بين رفت.


3- مقبره هاليکارناسوس در ترکيه

مقبره هاليکارناسوس در 4 قرن قبل از ميلاد نه تنها بسيار پرابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زيبايي با ستونها و مجسمه ها تزيين شده بود . سقف اين مقبره با مجسمه هايي از اسبها تزيين شده بود اسبهايي که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتميسيا را مي کشيدند . ارتفاع اين مقبره مرمري به اندازه يک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر استراتژيکي دامنه کوه درست مشرف به هاليکارناسوس و خليج آن بود . ملکه آرتميسيا فرمان ساخت اين مقبره را در هاليکارناسوس براي همسرش در 353 سال قبل از ميلاد صادر کرد . ملکه اين بنا را براي قدر داني از همسرش ساخت و به اين منظور بهترين هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران ايالتي معمولي در بين امپراطوري هاي عظيم ايراني در 2300 سال پيش بود . ملکه آرتميسيا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هاليکارناسوس دفن شد . اين بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از ميلاد بر اثر زلزله فرو ريخت.


4- فانوس الکساندريا

فانوس الکساندريا يکي از بزرگترين شاهکارهاي روزگار باستان مي باشد . ارتفاع اين بنا حداقل به اندازه يک ساختمان 40 طبقه امروزي بود و براي 16 قرن پا بر جا بود . بر خلاف 6 عجايب ديگر، فانوس الکساندريا استفاده هاي عملي بسياري داشت . اين بنا به کشتيهاي دريا نوردي کمک مي کرد که اسکله ها را براحتي پيدا کنند و با ايمني کامل داخل آن شوند . چرا که تنگه هاي خطرناک دقيقا در خارج از بندرها قرار داشتند . ارتش نيز از اين فانوس براي پيدا کردن کشتيهاي دشمنان استفاده مي کرد . اين بنا ظاهرا ساختار جامدي داشته است و براي 1600 سال باقي بوده است اما با وجود اين بر اثر طوفانهاي دريايي زمستان و زلزله هاي بسيار از بين رفته است . فانوس الکساندريا دو نوع برج ديده باني داشت که در نوک آن قرار داشتند . اين فانوس سه عنصر ساختماني داشت ، پايه مستطيل شکل ، قطعه مياني هشت وجهي ، و قسمت بالاي آن که استوانه اي شکل است و برجهاي ديده باني در آنجا قرار دارند.تقريبا ارتفاع اين سه قسمت به 110 تا 180 متر مي رسيد . بجز اهرام مصر فانوس الکساندريا بلندترين ساختمان جهان بود البته اين تا زمانيکه برج ايفل در 1889 ساخته شد.


5- مجسمه عظيم الجسه رودس در يونان

ارتفاع مجسمه عظيم الجسه رودس با پايه اش به اندازه يک ساختمان 15 طبقه امروزي است. اين مجسمه يک شاهکار برجسته معماري مي باشد که بر روي جزيره رودس در حدود 280 قبل از ميلاد ساخته شده است. هيچ کس به درستي نمي داند که اين مجسمه شبيه چه بوده و يا در کجا قرار داشته است. نظريه بسيار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روي ورودي لنگرگاهي بنا شده بوده و پاهاي مجسمه در دو طرف قرار داشته است بطوريکه کشتيها از بين پاهاي آن عبور مي کرده اند. البته اين فرضيه بسيار محتمل به نظر ميرسد. اين بنا مشکلات غير قابل حل در 3 قرن پيش از ميلاد را مطرح مي کند. همچنين تجارت در اين بندر در زمان احداث اين مجسمه داراي رکود شده و اين بندر از رونق اقتصادي افتاده است. اين مجسمه يکي از عجايب هفتگانه به شمار مي رود که براي مدت کوتاهي تقريبا 53 سال پا بر جا بوده است.


6- باغهاي معلق بابل در عراق

در عراق باغهاي معلق بابل يکي از بحث انگيزترين عجايب هفتگانه مي باشد چرا که هنوز برخي از باستان شناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلي و خرابه هاي بر جا مانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقياسي کمتر از آنچه تصور مي شود . در اين ميان سئوالي مطرح است که اين باغهاي معلق چرا ساخته شده اند؟ در پاسخ اين سؤال مي توان گفت که موثق ترين سند حاکي از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که داراي شهرت مذهبي مي باشد اين بناي عجيب را براي خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از ميلاد ساخت چرا که همسرش از ديدن چشم انداز صحرا مانند بابيلون دچار دلتنگي براي محل زندگي اش شده بود. جايي که داراي کوهها و جنگلهاي سرسبزي بود به همين خاطر به دستور شاه تپه مصنوعي سبز و خرمي ساخته شد که داراي درختان و گلها و گياهان زيبايي بود . بعضي ها مي گويند که يک ملکه آشوري قدرتمند باغهاي معلق را براي تفريح و سرگرمي خودش ساخته است و افراد ديگري عقيده دارند که اين باغها به دستور يک شاه آشوري ساخته شده است.

 


7- اهرام مصر (هرم خوفو)

هرم خوفو بزرگترين هرم در بين اهرام مصر است ، اين بنا که قديمي ترين و بزرگترين بنا در بين عجايب هفتگانه مي باشد تنها بنايي است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است . اين هرم بلند ترين بناي ساخته شده دست بشر از 4400 سال پيش تا سال 1889 بود، زمانيکه برج ايفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمين شهري عظيم مي باشد . بيشتر سنگ هاي بکاررفته در اين بنا به بزرگي سنگهاي عظيمي هستند که بوسيله کاميون حمل مشوند . سطح خارجي زمختي که ما امروزه از اين هرم مي بينيم مقبره فرعوني بنام خوفو بوده که در آن زمان پوشيده شده از سنگهاي آهک صيقلي و زيبايي بوده است. فرمانروايان بعدي اين سنگهاي با ارزش را متعاقبا براي ساختن بناي خودشان مي دزديدند . اين عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلي اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو داراي سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که براي رد گم کردن دزدان هرم بوده است.

  




جهان فوتبال
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390
ساعت : 7:16 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

رونالدو: زندگي نامه رونالدو، گرانترين فوتباليست تاريخ تبديل CR7 به CR9 ، جنجالي ترين انتقال تاريخ فوتبال است و هواداران را تشنه مي کند که راجع به کريس بيشتر بدانند. مطلب حاضر يکي از کاملترين بيوگرافي هاي مربوط به اين بازيکن است که تا به حال به فارسي برگردانده شده است .. بالاخره قرارداد 80 ميليون پوندي خريد کريستيانو رونالدو کامل شد و از تاريخ اول جولاي رسما بازيکن رئال مادريد است. تحليل ها و دلايل زيادي بر اين انتقال جنجالي گفته و نوشته شده است، اما خيلي از هواداران فوتبال دوست دارند بدانند در پس چهره خندان قهرمانان چه راز و رمزي نهفته و مثلا فلان سوپراستار از کجا شروع کرده و چطور زندگي مي کند. جدا از جذابيتي که دانستن داستان زندگي اين شخصيت ها دارد، بيشتر آشنا شدن نسل جوان با الگوهايشان و پند گرفتن از موقعيت هاي پيش آمده براي آنها ست که باعث شده يکي از پرطرفدارترين آثار، کتاب هاي خاطرات ورزشکاران معروف باشد. آشنايي با بيوگرافي يک فوتباليست به شناخت بهتر اخلاق و حتي ويژگيهاي تکنيکي او کمک فراواني مي کند. به همين دليل زندگي ورزشي و شخصي کريس رونالدو برنده توپ طلاي اروپا و بهترين فوتباليست جهان در سال 2008 را با هم مرور مي کنيم. از سه سالگي 24 سال پيش، کريس رونالدو در دهکده فونچال واقع در جزيره کوچک ماديراي کشور پرتغال بدنيا آمد. پدرش ژوزه دينيس آويرو و مادرش ماريا دولارس دو سانتوس به همراه يک برادر به نام هوگو و دو خواهرش الما و کاتيا، خانواده شش نفره کريس را تشکيل مي دادند. نام دوم رونالدو را پدرش به خاطر علاقه اي که به رونالد ريگان رئيس جمهور سابق آمريکا داشت انتخاب کرد البته نه بدليل سياسي بلکه ريگان هنرپيشه مورد علاقه وي بود. رونالدو از سه سالگي فوتبال را روي ماسه هاي کنار ساحل ماديرا آغاز کرد و پس از ورود به مدرسه در سن شش سالگي جديتر به فوتبال پرداخت. کريس از کودکي طرفدار باشگاه اس ال بنفيکاي ليسبون بود ولي تقدير چنين رقم خورد که به تيم رقيب يعني اسپورتينگ منتقل شود. اولين بازي رونالدو در سن هشت سالگي براي تيم آماتور آندورينيا اتفاق افتاد که پدرش هم در همان باشگاه تدارکاتچي بود. در سال 1995 که کريس 10سال داشت، دو باشگاه خوب منطقه ماديرا يعني ماريتيمو و ناسيونال علاقه مند به امضاي قرارداد با او شدند؛ ماريتيمو که باشگاه بزرگتر منطقه است بخاطر از دست رفتن قرار ملاقات با "روي سانتوس" مربي آندورينيا، شانس بدست آوردن رونالدو را به همسايه خود يعني ناسيونال داد و کريس به آنها پيوست. پس از يکسال بازي در ناسيونال و بردن عنوان قهرماني رده نونهالان، فقط با سه روز تمرين به اسپورتينگ ليسبون مي پيوندد. کريس رفتن به اين باشگاه را مديون زحمات و پشتيباني مادرش مي داند. اولين بازي با اسپورتينگ اولين بازي رونالدو با پيراهن راه راه سبز و سفيد اسپورتينگ در برابر"موريرنسه" دو گل براي کريس نوجوان داشت که شروع خوبي در آلکوچته يا کارخانه فوتبال ليسبوني ها به حساب مي آيد. براي بازيهاي قهرماني جوانان زير 17سال اروپا به تيم ملي دعوت مي شود و اول بار توسط ژرارد هوليه سرمربي وقت ليورپول مورد توجه قرار مي گيرد، حالا رونالدو 16ساله است. مديران ليورپول با جذب کريس مخالفت کردند چون معتقد بودند که وي خيلي جوان است و فوتباليست بهتر از او فراوان. دلربايي از سر الکس در همين زمان اسپورتينگ در يک بازي اروپايي با يونايتد روبرو مي شود و با نتيجه سه بر يک به پيروزي مي رسد، آن شب سر آلکس مجذوب هنر جوانکي مي شود که مي تواند در دو گوش راست و چپ و با هر دوپا دفاع حريف را به هم بريزد. سال 2003 است و ديويد بکهام از منچستر به قصد مادريد جدا شده. پيراهن افسانه اي شماره هفت يونايتد بي صاحب شده ولي فرگوسن تصميم خود را گرفته؛ هفت به کريس رونالدو مي رسد و با 12.24 ميليون پوند، حالا يک شيطان سرخ است ... در فصل 2004-2003 نخستين نمايش جانشين روني برابر بولتون از دقيقه60 شروع شد، گل نميزند ولي يک پنالتي براي تيمش مي گيرد تا در جشن پيروزي چهار بر صفر شرکت کند. کريس تحت نظر سرآلکس پيشرفت مي کند؛ سال 2005 با نيستلروي در حين تمرين درگير مي شود، زمزمه ها براي ترک باشگاه به گوش مي رسد ولي نتيجه اين است: "رود" به مادريد مي رود و رونالدو قراردادش تا 2010 تمديد مي شود! درخشش با من يو و آغاز شايعات چند کارت زرد و قرمز نشان از ناپختگي ستاره جوان دارد، فرگوسن در من يو و اسکولاري در تيم ملي وارد عمل مي شوند تا کريس جوان بر اعصابش مسلط شود؛ 29 اکتبر 2005 هزارمين گل يونايتد را در ليگ برتر به ثمر مي رساند. اولين افتخار رونالدو بدست مي آيد: بهترين فوتباليست جوان سال از طرف فيفا؛ در آگوست 2003 برابر قزاقستان با پيراهن سرخ تيم ملي پرتغال ظاهر مي شود و به يورو2004 مي رود. با تيم المپيک در آتن 2004 بازي مي کند؛ "پدر مرد"، 7 سپتامبر2005 تنها چند ساعت پس از فوت پدرش مقابل روسيه بازي مي کند. در سال 2006 اولين گل جام جهاني خود را در برابر ايران به ثمر مي رساند و سپس در مرحله يک چهارم نهايي در 8 جولاي 2006 باعث اخراج هم تيمي خود وين روني مي شود البته در بازي ملي با انگلستان و از همين جا شايعات جدايي او از يونايتد آغاز مي شود. جو سنگين رسانه اي و اعتراض هواداران کريس را به سمت درب ورودي رئال مادريد هل مي داد ولي سرآلکس مانع اين اتفاق شد و با قهرماني يونايتد در فصل بعد، درايت خود را دراينباره به رخ کشيد؛ اوج رونالدو در فصل 2008-2007 رقم خورد جايي که با من يو 42 گل مي زند و علاوه بر ليگ برتر، قهرماني باشگاههاي اروپا را نيز جشن مي گيرد و کفش و توپ طلاي اروپا را مال خود مي کند؛ رئالي ها بلافاصله وارد عمل مي شوند و تمام تابستان 2008 را به تبليغ براي انتقال رونالدو به تيمشان مي گذرانند ولي بازهم دخالت فرگوسن نقشه ها را نقش بر آب مي کند: "من تصميم گرفتم با جان و دلم براي يونايتد بازي کنم"، اين جمله آب سردي بود بر سر رئالي هاي پرمدعا که ترانسفر کريس به مادريد را پايان گرفته مي پنداشتند. با اين حال فقط يک سا طول کشيد تا اين انتقال جنجالي دوباره به جريان بيفتد. حاشيه ها مورينيو ، کريس رونالدو را را بچه دهاتي بيسواد و بي شخصيت خطاب مي کند. مي گويد او لياقت موقعيتش را ندارد!؛ با انتشار اخبار مختلف درباره وضعيت اخلاقي کريس بعضي ها با او هم عقيده مي شوند؛ اکتبر 2005 پليس از او راجع به اتهام تجاوز به يک مدل در هتلي در شهر لندن تحقيق مي کند ولي تبرئه مي شود؛ آگوست 2006 خبر نامزدي او با "مرکه رومرو" زني مطلقه و شاغل در تلويزيون اسپانيا که 9سال از رونالدو بزرگتر است در رسانه ها مي پيچد. مرکه وجود اين رابطه را مي پذيرد ولي کريس هيچگاه رد يا قبول نمي کند؛ شايعات زياد ديگري دوروبر وي مي چرخد: نامزدي با "يوردانا ياردل" خواهر ماريو ياردل فوتباليست برزيلي باشگاه پورتو، رابطه با مانکن معروف "لورن فرين"، دوستي با "کريستينا کارلوس" ملکه زيبايي پرتغال و ...؛ شايد خريد خانه 3 ميليون پوندي در چشاير با لبخند شيطنت آميز کريس مرتبط باشد. در منطقه چشاير نژادي از گربه هاي خانگي زندگي مي کند که در روايات کهن انگليسي به حيله گر بودن معروفند و هميشه لبخندي مرموز بر لب دارند مانند گربه اي که در داستان آليس در سرزمين عجايب وجود داشت، درست مثل رونالدوي شيطان؛ کريس با حقوق هفته اي 120 هزار پوند حالا ديگر يک پسربچه ساده دهاتي نيست، بلکه با ثروتمندان پولدار معاشرت دارد. در مهماني هاي مجلل هاليوود در کنار هنرمندان مشهور ظاهر مي شود .درباره او مي گويند پا جاي پاي دوران جواني بکام مي گذارد و شايد هم بزودي در هاليوود ظاهر شود اما زندگي کريستيانو تماما خوشگذراني نيست، او در کارهاي خيريه نيز فعاليت مي کند: سال 2005 در فاجعه سونامي شرق آسيا با خريد خانه اي براي پسربچه 11 ساله و پدرش سمبل کمک به بازماندگان سونامي مي شود... امروز با تمام اين روايات حالا کريستيانو رونالدو در سن 24 سالگي گرانترين بازيکن جهان است. شايد به نظر برخي قهرماني بعصاب خردکن و خودخواه به نظر برسد و شايد هم ستاره اي بي بديل، ولي براي دنياي فوتبال بازيکني است که مفتخر به عنوان "بهترين بهترينهاي اروپا" و "جهان" شده است. هم اکنون فصل تازه اي در زندگي حرفه اي کريس باز شده و روياي بازي در سانتياگو برنابئو به حقيقت پيوسته است.


 مسی: شناسنامه - نام كامل: ليونل آندرس مسي - تاريخ و محل تولد: ۲۴ ژوئن ۱۹۸۷ در روزاريوي آرژانتين - مليت: آرژانتيني و اسپانيائي - قد: ۱۶۹ سانتي متر - وزن: ۶۷ كيلوگرم - باشگاهها: جوانان بارسلونا، بارسلونا - نخستين بازي ملي: آگوست ۲۰۰۵ در برابر مجارستان اولين بازي يك‌ فوروارد كامل‌ زماني‌ كارش‌ را صحيح‌ انجام‌ داده‌ كه‌ گلي‌ را به‌ ثمررسانده‌باشد. مسي‌دراين‌ديدارگلي‌به‌ثمرنرساند،امايك‌باردرموقعيت‌گل‌قرارگرفت‌كه‌دفاع‌حريف‌روي‌ او تكل‌ خطا انجام‌ داد و يك‌ ضربه‌ آزاد به‌ نفع‌ بارسلونا اعلام‌ شد و زننده‌ اين‌ ضربه‌ هم‌ كسي‌ نبود جز رونالدينيو كه‌ با اين‌ ضربه‌ اولين‌ گل‌ بازي‌ را به‌ ثمر رساند. اولين گل اولين گل او در ديدار مقابل آلباسته بود كه روي پاس رونالدينيو در موقعيتي مناسب توپ را از روي سر دروازبان به درون دروازه انداخت. سيستم جوانگرا با اين كه مسي در روزاريوي آرژانتين متولّد شده است، امّا در اسپانيا همه او را از خودشان مي دانند و به‌ نظر مي‌رسد يكي‌ از اولين‌ محصول‌هاي‌ سيستم‌ جوان‌گراي‌ بارسلونا‌ باشد. با اينكه‌ رونالدينيو، اتوئو و دكو نام‌هاي‌ معروفي‌ هستند و در همه‌ جاي‌ دنيا شناخته‌ شده‌اند، اما بارسلونا به‌ محصولات‌ جوان‌ داخلي‌ خود نيز مي‌بالد و مسي آخرين‌ فرد از حلقه‌ نام‌هاي‌ پرداخته‌ شده‌اي‌ در بارسلونا‌ است‌ كه‌ نام‌هايي‌ چون‌ كارلوس‌ پويول‌، ژاوي‌ هرناندز، ويكتور والدز، آندره‌ اس‌ اينيستا و... را شامل‌ مي‌شود. مقايسه با مارادونا مسي‌ در سال‌ 1987 به‌ دنيا آمده‌ است‌. در پنج‌ سالگي‌ بازي‌ فوتبال‌ را آغاز كرده‌ در باشگاه‌ گراندولي‌ در تيمي‌ كه‌ پدرش‌ هم‌ در آن‌ مشغول‌ فعاليت‌ بوده‌ است‌. توانايي‌هاي‌ او مسئولان‌ باشگاه‌ نيول‌ اولدبويز را قانع‌ كرد كه‌ مسي را به‌ خدمت‌ بگيرند و او به‌ برادر بزرگترش‌ كه‌ در آن‌ باشگاه‌ بازي‌ مي‌كرد ملحق‌ شد. مربي‌ او در آن‌ باشگاه‌ ايزيگو دومينگوئز، مي‌دانست‌ كه‌ او استعداد شگرفي‌ در خود پنهان‌ دارد. او مي‌گويد: او مي‌توانست‌ كارهايي‌ با توپ‌ انجام‌ دهد كه‌ قوانين‌ فيزيك‌ را به‌ بازي‌ مي‌گرفت‌. تنها كسي‌ كه‌ قبل‌ او ديده‌ام‌ كه‌ چنين‌ توانايي‌هايي‌ دارد، «ديگو مارادونا است. مشكلات پزشكي پيشرفت‌ مسي‌ با اخباري‌ كه‌ نشان‌ از يك‌ بيماري‌ هورموني‌ در او داشت‌ كه‌ باعث‌ توقف‌ رشد او مي‌شد، تحت‌الشعاع‌ قرار گرفت‌. پدرش‌ تصميم‌ گرفت‌ به‌ كاتالونيا مهاجرت‌ كند تا بتواند هزينه‌ درمان‌ 900دلار‌ او را به‌ نحوي‌ تامين‌ كند، اما بارسلونا همه‌ چيز را در مورد استعداد مسي جوان‌ مي‌دانست‌ و بنابراين‌ پيش‌قدم‌ شد تا هزينه‌هاي‌ درمان‌ او را بپردازد و همچنين‌ با او قراردادي‌ براي‌ بازي‌ در تيم‌ جوانان‌ بارسلونا منعقد كند. آغاز به كار در اسپانيا وقتي‌ مسي‌ پا به‌ اسپانيا گذاشت‌ فقط‌ يك‌ متر و چهل‌ سانتي‌ متر قد داشت‌. اما قد ، هيكل‌ و نيز توانايي‌هاي‌ او بسرعت‌ شروع‌ به‌ رشد كردند و در مدت‌ زمان‌ كوتاهي‌ حدود سي‌ سانتيمتر به‌ قد او اضافه‌ شد. پس‌ از به‌ عمل رساندن‌ سي‌ و هفت‌ گل‌ در سي‌ بازي‌ در اولين‌ فصل‌ بازي‌اش‌، فدراسيون‌ فوتبال‌ اسپانيا به‌ او پيشنهاد كرد تا در تيم‌ ملي‌ اسپانيا شروع‌ به‌ بازي‌ كند. مربي‌ تيم‌ زير شانزده‌ ساله‌هاي‌ اسپانيا در آن‌ زمان‌ يعني‌ آقاي‌ گينس‌ مندس‌ يكي‌ از بزرگترين‌ علاقه‌مندان‌ او بود. او در مورد مسي‌ در آن‌ زمان‌ گفت‌: در ميان‌ بازيكناني‌ در اين‌ سن‌، او بهترين‌ بازيكني‌ است‌ كه‌ من‌ در عمرم‌ ديده‌ام‌. ثبت ركورد براي بارسلونا در نوامبر سال‌ 2003، مسي‌ در يك‌ بازي‌ دوستانه‌ در مقابل‌ ‌پورتو بازي‌ كرد و يك‌ سال‌ بعد هم‌ اولين‌ بازي‌ رسمي‌اش‌ با پيراهن‌ بارسلونا را در مقابل‌ تيم‌ اسپانيول به‌ انجام‌ رساند. او در فصل‌ گذشته‌ در بازي‌ها‌ چندي‌ ظاهر شد، از‌ جمله‌ در ليگ‌ قهرمانان‌ مقابل‌ شاختار دونتسك‌. پس‌ از آن‌ در بازي‌ مقابل‌ آلباسته‌ بود كه‌ مسي با زدن‌ گل‌ در كتاب‌ ركوردهاي‌ بارسلونا به‌ عنوان‌ جوانترين‌ گلزن‌ تاريخ‌ باشگاه‌ شناخته‌ شد. بازيكني جهاني در تابستان‌ ستاره‌ اقبال‌ مسي بالاتر هم‌ رفت‌. او آرژانتين‌ را به‌ فتح‌ جام‌ جهاني‌ جوانان‌ رساند. او در اين‌ جام‌ عنوان‌ بهترين‌ گلزن‌ و بهترين‌ بازيكن‌ تورنمنت‌ را دريافت‌ كرد. مربي‌ آرژانتين‌ خوزه‌ پكرمن‌، او را در ديدار دوستانه‌ با مجارستان‌ به‌ تيم‌ ملي‌ بزرگسالان‌ دعوت‌ كرد، اما در اين‌ بازي‌ او خودش‌ را نشان‌ نداد و در صدر اخبار قرار گرفت‌. مسي‌ در اين‌ بازي‌ دو دقيقه‌ پس‌ از ورود به‌ زمين‌ توسط‌ داور از بازي‌ اخراج‌ شد. قرارداد جديد بارسلونا از اين‌ مي‌هراسيد كه‌ مبادا باشگاه‌هاي‌ ديگر جواهرش‌ را از چنگ‌ باشگاه‌ در آورند، بنابراين‌ پس‌ از مدت‌زمان‌ كوتاهي‌ پس‌ از يك‌ قرارداد پنج‌ ساله‌، به‌ او پيشنهاد تمديد قرارداد دادند و با او تا سال‌ 2014 با حقوق‌ صد و پنجاه‌ ميليون‌ پوند كه‌ هم‌ تراز قرارداد رونالدينيو بود، قرارداد بستند. استعداد ويژه‌ مشكل‌ آنجا بود كه‌ بارسلونا در ديدارهاي‌ ليگ‌ اسپانيا نمي‌توانست‌ از مسي‌ استفاده‌ كند. مليت‌ غيراسپانيايي‌ او اجازه‌ چنين‌ كاري‌ را به‌ باشگاه‌ در سال‌ جاري‌ نمي‌داد. اما اعطاي‌ عنوان‌ شهروند افتخاري‌ اسپانيا به‌ او به‌ اين‌ معناست‌ كه‌ او دوباره‌ مي‌تواند در تركيب‌ تيم‌ مردمي‌ و محبوب‌ اسپانيا قرار گيرد. ريكارد عقيده‌ دارد مي‌تواند از مسي‌ در هر بازي‌ استفاده‌ كند و مي‌گويد كه‌ پس‌ از درخشش‌ در مقابل‌ اودينزه‌ اعتمادش‌ به‌ مسي‌ بيشتر شده‌ است‌. او مي‌گويد: مسي‌ يك‌ بار ديگر نشان‌ داد كه‌ چه‌ استعداد ويژه‌اي‌ دارد. او همچنان‌ جوان‌ است‌، اما حضورش‌ در تيم‌ حياتي‌ به‌ نظر مي‌رسد. بعد از مارادونا هيچ فوتباليستي نتوانست به خوبي ياد او را در دل ها زنده كند .تا اين كه بار ديگر در فوتبال آرژانتين حادثه اي رخ داد . و آن ظهور ستاره اي آرژانتيني، كوتاه قد، كم وزن با پوستي سفيد بود به نام ليونل مسي. طولي نكشيد كه او با زدن ۳۷ گل در ۳۰مسابقه براي جوانان بارسلونا توجه همه را به خود جلب كرد          




تخت جمشید
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390
ساعت : 3:4 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز
تالار آپادانا، 

apadana بناهای هخامنشی | تاریخ ما Tarikhema.ir

در اقامتگاه های بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین و عظمت باشد. در دوران یک سبک مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از اولیه ، کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در (پازارگاد) شد و عبارت از یک رشته ساختمانهایی بود در میان باغ و محصور به دیوار.

در ویرانه این ، بسیار محفوظ مانده که می گوید : “ هستم کورش .” در کورش نیز محفوظ مانده و آن بنای کوچکی است از سنگ که شبیه به خانه مسکونی با سقف دو پوششی و در روی پایه و شش پله پله بلند قرار گرفته است. در این هیچ گونه تزئیناتی وجود ندارد.

این از سایر های پادشاهان، که به معنی و مفهوم واقعی کلمه از بناهای معماری بشمار روند، متمایز است و عبارت از ای است که در درون صخره ای به وجود آمده و با برجستگی های حجاری و تزئینات معماری تزئین شده است. طبق گفته مورخان در این بر روی بستر طلا جسد شده کورش قرار داشته است.

در پاسارگاد و نقش رستم که مقبره پادشاهان در آنجا قرار دارد، ابنیه عجیبی به شکل برج های بلند که فاقد پنجره و تزئینات است، باقی مانده و اینطور به نظر می رسد که این در معابدی بوده اند. در در می نویسد که وی معابدی را که گوماتا (یکی از مغ های شورشی) ویران کرده بود تجدید بنا کرده است. علاوه بر برجهای اسرارآمیزی که اشاره شد، از مذهبی، محراب های و محل هایی را می توان ذکر کرد که به منظور پرستش اختصاص داشته و مسقف نیستند.

khashayar بناهای هخامنشی | تاریخ ما Tarikhema.ir
خشیار یکم، نقش رستم
در که از دوره اقامتگاه پادشاهان بوده، ابنیه به سبک اهمیت زیادی دارد. کاخ های تخت جمشید در روی یک سکوی بلند قرار گرفته و با وجود داشتن اشکال مختلف واحدی را تشکیل می دهند که و عظمت دولت را نمایان می سازد و از آثار ملتی است که موسس و موجد و صنعت دوره بوده است.

کلیه این ابنیه، به استثنای یکی از آنها که به دوره سوم تعلق دارد، طبق فرمان و خشیارشا بنا شده و ما می توانیم از روی آنها در باره وسعت ساختمانی این پادشاهان و سبک معماری دوران شکوه و جلال دولت هخامنشیان قضاوت کنیم. در تخت جمشید دو نوع به خوبی به چشم می خورد یکی “تاچار” زمستانی، که در زمان داریوش آن آغاز گردید و دیگری “آپادانا” سالن روبازی که بر روی ستونهای بلند باریک با پوشش چوبی استقرار دارد. این در زمان داریوش بنا شد و در زمان خشیارشا و اول تجدید گردید. سالن صد ستونی هم که در زمان خشیارشا بنا شده از همین نوع محسوب می شود.

بنای داریوش که در اقامتگاه دیگر پادشاهان در پایتخت ، یعنی ساخته شده، نوع دیگری است. در آنجا ابنیه قصر در اطراف حیاط مرکزی بر صبق اصول معماری ماورای متمرکز شده است.

کلیه این آثار مختلف معماری، حاکی از سنن مختلفی است که بر اساس آنها سبک معماری دوران هخامنشیان به وجود آمده است. تردیدی نیست که هخامنشیان از لحاظ این که یک درباری بوده و از لحاظ عظمت و جلال می بایستی قدرت و جبروت پادشاهان را نمایان سازد، به دست ملل و قبایل گوناگون بنا شده و خود در بنای آن کمتر کار کرده اند.

در این هنر علاوه بر عناصر هنر ، عناصری نیز از هنر و و نیز به چشم می خورد. در شوشو از روی کتیبه داریوش اول معلوم می شود که استادان کلیه ملل در ساختمان کاخ، که نشانه قدرت و عظمت هخامنشیان بوده است، شرکت داشته اند.




سال 2012 پایان جهان هستی
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390
ساعت : 2:53 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

ستاره ی طارق

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان است.

پیامبر (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: هر گاه در ماه رمضان صدای صیحه بلند شد پس در شوال جنگ آغاز می گردد.  گفتیم: ای رسول خدا، صدای بلند چیست؟ فرمود: صدای شدید فرو افتادن چیزی است در ماه رمضان، در شب جمعه ای ، در سالی پر از زلزله ها که خوابیده را بیدار می کند، ایستاده را می نشاند و دختران جوان را از سراپرده هایشان بیرون می آورد. بنا بر این، هرگاه نماز صبح روز جمعه را خواندید، داخل خانه­ هایتان شوید، درها و روزنه ها را ببندید، خود را بپوشانید و گوشهایتان را بگیرید. هر گاه آن بانگ بلند را احساس کردید، برای خدا به سجده در افتید و بگویید:«سُبحان القدّوس، سُبحان القدّوس، ربّنا القدّوس». زیرا هر کس چنین کند، نجات می یابد و هر کس چنین نکند، نابود می شود.  الفتن، ص ۱۳۶، جزء ۳، ح ۶۱۹ .  ( توضیح اینکه این روایت از ابن مسعود هم نقل شده است)

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏ السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607)

رسول خدا (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: ... هر گاه شب نیمۀ رمضان شب جمعه باشد، از آسمان صدایی خواهد بود که بر اثر آن٬ هفتاد هزار نفر بیهوش٬ هفتاد هزار نفر گنگ و هفتاد هزار دوشیزه پرده هاشان شکافته می شود! گفتند: ای رسول خدا، پس چه کسی سالم می ماند؟ فرمود: کسی که در خانه اش بماند و به سجده پناه بَرَد و بلند تکبیر بگوید(عقد الدرر٬ ص ۴۰ـ۱۳۹ ٬ ب ۴ ٬ ف ۳.).

شیخ مفید- دانشمند شیعی -  آورده است:

 

 

پیش از این امر (ظهور قائم)، گرفتن ماه پنج روز مانده به پایان ماه رمضان و گرفتن خورشید در پانزدهمین روز آن رخ خواهد داد،و در این هنگام، محاسبه منجّمان بر هم می خورد (الغیبة، ص ۲۸۰، ب ۱۴، ح ۴۶. ).

آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم و اعلی)

نابودی بنی عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره ­ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته­ شدنی است. همۀ اینها در ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد و شکافته­شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره­ای دیده می­شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا آنکه در مشرق می افتد و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند. (الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. )

 ابن مسعود می گوید: 

الفتن ، ص 148 ،جزء 3، ذیل ح 609

آن، زیباترین ستاره در آسمان است،

باز هم در قرآن کریم می­خوانیم:

این دود که مردم را فرا می­گیرد، عذابی دردناک است*(7). قرآن کریم، سورۀ دخان، آیۀ ١1- ۱٠.  

پیش از قیام قائم (علیه­السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات اخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

در قرآن کریم سوره ای به نام طارق وجود دارد که به همین دلیل نام مقاله را از نام این سوره گرفته ایم .در این سوره به طارق قسم یاد شده و آن را ستاره ثاقب لقب داده . در تفسیر این سوره آمده است که طارق همان ستاره دنباله داری است که در آخر الزمان به زمین نزدیک می شود و با زمین برخورد می کند. منظور از طارق ، رونده در شب یا کوبنده شب ، که در قرآن کریم به آن قسم یاد شده ستاره درخشانی است که نور آن بسیار  با نفوذ و زیبا می باشد. ثاقب به معنای فرو رونده و نفوذ کننده است. ظهور این ستاره دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان است و در انتهای سوره نیز به کافران هشدار داده شده . این سوره یکی از معجزات علمی قرآن است .قرنها طول کشید تا اینکه دانشمندان دریابند اولین نشانه های حیات بر روی زمین با سقوط شهاب سنگها ظاهر شد.دانشمندان معتقدند شهاب ها که از فضا می آیند با خود آب و دی اکسید کربن ، منو اکسید کربن و واحدهای آمونیاک و گازهای یونیزه را وارد جو زمین می کنند و در اثر تغییرات جوی بارندگی آغاز می گردد و زمین رویش آغاز می کند و این موضوع به وضوح درآیات 5 تا 7  در باره خلقت انسان و در آیات  11 و 12 به پیدایش حیات در روی زمین و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمین و رویش گیاهان اشاره می کند. در حالیکه تا چند دهه قبل دانشمندان از این راز بی اطلاع بودند. در آخرین آیه این سوره به نزدیکی عذاب کافران و بی اثر بودن کید آنان در مقابل آیات و نشانه های خداوند و مهلتی که به کافران داده شده تاکید می کند .

اگر در متن روایات دقت کنیم می بینیم که به چرخش این ستاره دنباله دار در فواصل معین زمانی اشاره شده و از جمله ، حوادث مقارن با آن ، طوفان و هلاک قوم نوح و سپس هلاک قوم ابراهیم (همانطور که می دانید قوم لوط در زمان حضرت ابراهیم می زیسته و حضرت لوط همان آیین ابراهیمی را در این قوم ترویج می نموده که با افزایش گناهان و اصرار بر آن این قوم در یک صیحه هلاک شده اند ) . و بار دیگر این دنباله دار در زمان حضرت موسی و نابودی قوم فرعون ظاهر شده و آخرین بار طبق این روایت در زمان شهادت حضرت یحیی بوده است. لذا می توان گفت که این ستاره در فواصل زمانی مختلف از نزدیکی زمین عبور و باعث پیدایش حوادثی در زمین می گردد. از جمله آن زلزله ، آتشفشان بارندگی های شدید و سیل که در نهایت منجر به مرگ عده زیادی از مردم خواهد شد و تاکید بر این است که آزمایشی برای مومنان و عذابی برای کافران است و در قرآن از آن با نام صیحه یاد شده و در روایات بالا نیز به آن صیحه اطلاق شده . لذا نتیجه می گیریم که طارق دنباله داری است که طلوع آن عذابی برای کافران و بشارتی برای منتظران و مومنان بوده و  از آن به صیحه تعبیر شده است.

 

 

چنانکه از روایات استنباط می شود این صیحه با صیحه جبرئیل امین که در شب 23 ماه مبارک رمضان سال ظهور است فرق دارد و یک هفته قبل از آن می باشد و همان صدای عبور ستاره دنباله دار "طارق" است و یک هفته پس از آن صیحه جبرئیل از آسمان و به دنبال آن ندای شیطان از زمین خواهد بود.

در سقوط بخشی از این ستاره ، عده زیادی کشته می شوند و عده زیادی کر و گنگ و کور می گردند . در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، از ایشان سئوال می شود که در آن زمان ما را به چه امر می فرمایید؟ و حضرت پاسخ می دهند صدقه بدهید و  بر شماست نماز و تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن در آن هنگام . سپس سوال می شود چه علامتی برای آن است که ( صیحه) وقت دیگری از سال نباشد ؟ و حضرت می فرمایند اگر نیمه ماه مبارک رمضان گذشت و این اتفاق نیفتاد در آن سال ایمن می باشید.

در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توصیه می فرمایند که برای ایمنی از این واقعه ، به منزل بروید و تمام درها و پنجره ها را محکم ببندید و لباس ضخیم بپوشید و یا خود را با پارچه یا پوشش ضخیمی بپوشانید و گوشهای خود را محکم بگیرید ( ببندید) و به تسبیح و نماز جماعت و سجده طولانی مشغول گردید.

پاسخ این است که خیر زیرا اگر از سلاح اتمی استفاده گردد هیچ یک از امور فوق جان ما را حفظ نخواهد کرد.

در پاسخ باید گفت که خیر ، چگونه است که پیامبر اسلام در هنگامی که جبرئیل ما را به ندایی مهم فرا می خواند توصیه کند که گوش خود را بگیریم و در منزل پنهان شویم . در حالیکه گفته شده ندای جبرئیل امین را همه مردم روی زمین می شنوند ان شاء الله. 

چرا باید در این حالت سجده کنیم؟

علت نماز و سجده چیست؟ می فرمایند وقتی صدای صیحه را حس کردید سجده کرده و ذکر " سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس" بگویید. می دانیم که بهترین و زیباترین حالات برای انسان در نزد پروردگار جهانیان سجده است اما سجده چه ارتباطی با عبور ستاره دنباله دار دارد؟

نکته دیگر حالت سجده انسان در وضعیت رو به قبله است که در این حالت مدارهای مغناطیسی زمین با جسم هماهنگ شده و احساس آرامش همراه با تنظیم جریان خون در بدن اتفاق می افتد و بر تنظیم ضربان قلب موثر است.

در روایتی دیگر از پیامبر اسلام صلی الله علیه واله و سلم داریم که می فرمایند در سه سال قحطی و گرسنگی هنگام خروج دجال، طعام و غذای شما تسبیح و تقدیس است و این مومنان را کفایت می کند از غذا و آب و در آن روز تکبیر و تسبیح و تحمید بجای غذا خواهد بود.

و لذا می بینیم که در روایت تاکید شده که اگر هر کسی این کارها را در موقع شنیدن صیحه انجام بدهد مصون می ماند و در غیر این صورت هلاک خواهد شد.

در حدیثی دیگر از معصوم آمده که فرمودند در آخرالزمان دو سوم مردم روی زمین از بین می روند و تنها یک سوم باقی می مانند و عرض شد تکلیف مسلمانان چه می شود؟ فرمودند آیا دوست ندارید یک سوم باقیمانده باشید؟

اگر در سوره طارق دقت کنیم می بینیم که خداوند معلومات اندک انسان را با طرح سئوال " و ما ادریک مالطارق" به چالش می کشد و به او می گوید ای انسان تو چه می دانی که طارق چیست؟ یعنی وقتی انسان به موضوعی علم ندارد چگونه می تواند با آن برخورد نماید و لذا انسان نمی تواند با طارق این آیه و نشان الهی مبارزه نماید . در آیات پایانی سوره به صراحت عجز انسان را در مقابله با طارق بیان می کند و می فرماید : کافران می خواهند مکر کنند و ما هم مکر می کنیم و چند صباحی به آنان مهلت داده شده. لذا نتیجه می گیریم که اراده خداوند بر این تعلق دارد که ستاره طارق تا زمان طلوع و ظهور آن همانند ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف مخفی و راز باقی بماند و  معلومات کافران هرگز به آن راه نیابد زیرا خداوند طارق و صیحه راعذابی برای کافران قرار داده است. ( والله اعلم واعلی)

 

 




معایب ومزایای انرژی
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390
ساعت : 2:28 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

معایب و مزایای منابع انرژی ·         نفت: نفت ماده قابل احتراق آرمانی بوده ولی تمام شدنی و غیره جهانی است. ·         چوب: چوب و زغال سنگ در کمیت محدود است، ولی می‌توان با از دست دادن قسمتی از انرژی ، آن را به گاز و مواد سوختی تبدیل کرد. ·         الکل: الکل انرژی ملی ولی گران است و توان حرارتی آن کم و تولید آن در اندازه زیاد نا متحمل است. ·         آبشارها: آبشار آب از پشت سد توانایی محدود دارند از توان آنها به علت استفاده‌های زیاد کم کم کاسته می‌شود. ·         انرژی زمین گرمایی: انرژی زمین گرمایی حسی بوده و محدود است، بطوری که می‌توان فقط در اشل صنعتی برای مجموعه‌ای بزرگ از آن استفاده کرد. ·         باد و خورشید: در واحدهایی با توان کم انجام می‌پذیرد. و می توانند انرژی) فرعی به حساب آیند. در عوض خورشید ، اتم ، زمین گرمایی و مواد قابل احتراق قابلیت گرما را دارند، در صورتی که باد و آبشار مستقیما انرژی الکتریکی با بازده بالا را تولید می‌کنند. ·         انرژی هسته‌ای: انرژی هسته‌ای می‌تواند الکتریسیته و گرمای بزرگ مقیاس در واحدهای تأسیساتی بزرگ ایجاد نماید، ولی خطر حوادث و آلودگی آن احتیاطهای لازم را می‌طلبد. به علاوه ، منابع موجود اورانیوم نیز تمام شدنی است. ·         __انرژی حرارتی دریاها   افزایش مصرف انرژی و برق مصرف انرژی مخصوصا در کشور های توسعه یافته رو به افزایش است. مثلا در فرانسه میزان مصرف انرژی به صورت زیر بر حسب معادل میلیون تن نفت است. در سال 1985 ، 96 میلیون تن نفت ، 37 میلیون تن گاز 30 میلیون تن مواد جامد سوختنی مصرف شده است. این مصرف انرژی نسبت به سال های گذشته حدودا بین 20% الی 35% افزایش پیدا کرده است. کاهش تقاضا برای نفت وارداتی بسیار بوده و تولید انرژی هسته ای نیز کافی است. در نتیجه انرژی های غیر هسته ای (انرژی نو) باید به قدر کافی توسعه یابند.     آب در جاهاي بسياري يافت مي شود؛ آب در درياها، درياچه ها، رودخانه ها و زير زمين وجود دارد. آبي كه در روي خشكي ها وجود دارد، محصول بارندگي است. آب در روي زمين و درياها براي حرارت نور خورشيد بخار مي شوند. اين بخار چون گرم و سبك است به بالا مي رود و تشكيل ابر مي دهند. ابرها در جاهاي بلند سرد شده و تشكيل باران مي دهند و اين آب دوباره بر روي زمين بر مي گردد.   آب در هوا : در هوا هميشه مقداري بخار آب وجود دارد. و وقتي بخار زياد شود به ابر تبديل مي شود. بعضي از ابرها مانند پر هستند و بسيار بالا هستند بعضي از ابرها مانند تكه پنبه هستند اين ابرها در هواي نسبتاً خوب در آسمان پيدا مي شوند. بعضي ابرها هم لايه لايه هستند و همه آسمان را مي پوشانند. بيشتر بارندگي ها از اين ابرهاست.   آب در خشكي : آبي كه از بارندگي به روي زمين مي رسد، به شكل هاي مختلفي ممكن است در آيد.   آب در زير زمين : در بيشتر قسمت هاي كشور ما رودخانه و درياچه وجود ندارد و مردم بايد آب لازم براي مصرف خانگي يا كارهاي كشاورزي را از چاه و چشمه به دست بياورند.   آب آشاميدني : در بيشتر شهرها آب آشاميدني از رودخانه يا چاه تأمين مي شود. آب رودخانه ها قبل از اينكه به خانه ها برسد، در پشت سدها جمع آوري شده و بعد آن را به تصفيه خانه مي برند. در تصفيه خانه آب را پاكيزه و براي مصرف آماده مي كنند. بعضي از آب ها كه گل آلودند، بايد ميكروب زدايي شوند و مواد ميكروب كش در آب مي ريزند و بعد اين آب پاكيزه از راه لوله به شهرها و روستاها مي رسد. تعریف آب بسیار که محوطه وسیعی را فرا گیرد و به اقیانوس راه دارد را دریا گویند؛ مجموع آب های شور که جزء اعظم کره زمین را می پوشاند و تقریباً سه چهارم سطح زمین را در بر گرفته و در نیمکره جنوبی بیشتر از نیمکره شمالی زمین را فرا گرفته است. عنوان دریا معمولاً برای دریاچه های شور هم که فاقد مجرای خروجی طبیعی اند نیز استفاده می شود، مانند دریای خزر که دریاچه ای بزرگ است، و دریاچه گالیله که یک دریاچه کوچک با آب شیرین و مجرای خروجی طبیعی است. عمق دریاها مختلف و تغییر پذیر است و در بعضی نقاط بین 12،000 تا 15،000 متر می باشد. ته دریاها مانند سطح زمین ناصاف و غیر مسطح می باشد و در زیر آب دره هایی موجود است شبیه به دره هایی که در کوه های بسیار مرتفع مشاهده می کنیم و جزیره های کوچک و کم وسعت نیز قله های کوه های مرتفع زیر دریا هستند. تاریخچه حدود 50 سال قبل (1929) ژرژ کلود فرانسوی ، استفاده از انرژی حرارتی دریاها را به مرحله عمل در آورد. در ایالات متحده در سال 1979 با استفاده از اختلاف دمای میان آبهای سرد عمق اقیانوس و آبهای گرم سطح اقیانوس ، الکتریسیته تولید شد. اولین مرکز کوچک آمریکایی 10 کیلو وات تولید کرده است و در چند سال آینده مراکزی با صدها مگاوات بوجود خواهد آمد. در فرانسه مطالعاتی انجام شده و در دست تهیه است تا از آبهای آنتیل یا آبهای حوالی زلاندنو بصورت اقتصادی بهره برداری شود. دمای سطح اقیانوس در نواحی گرم معمولا 25 تا 28 درجه سانتیگراد است. بنا به اصل دوم ترمودینامیک ، اصل کارنو ، یک ماشین حرراتی می‌تواند بین یک منبع گرم و یک منبع سرد کار کند.   تولید انرژی الکتریکی برای تولید 100 مگاوات الکتریسیته که یک دهم انرژی یک مرکز هسته‌ای است، لازم است 400m3/sec آب برای هر کدام از دو منبع گرم و سرد استفاده شود: دبی (بده) متوسط رودخانه سن در پاریس با آزمایشهای انجام یافته برای تعیین دمای آب اقیانوس بر حسب عمق در نواحی بین حاره‌ای ، سه ناحیه تشخیص داده شده است: ·         یک لایه سطحی به ضخامت 100 یا 200 متر مخصوصا گرم در نزدیکی استوا (28 تا 30 درجه سانتیگراد) و نیمگرم در مناطق حاره‌ای (20 تا 25 درجه سانتیگراد) که مانند یک گیرنده تخت بسیار بزرگ و ذخیره کننده حرارتی بسیار عالی عمل می‌کند. ·         ناحیه‌ای که تغیر دما در آن سریع است، بین عمق 200 متری و 400 متری است که مانند یک سد حرارتی بین دو توده آب ، با چگالی متفاوت عمل می‌کند. ·         یک لایه آب سرد که دمای آن به تدریج کاسته می‌شود تا در عمق 1000 متری به 4 درجه سانتیگراد و در عمق 5000 متری به 2 درجه سانتیگراد برسد. این آبهای عمیق اساسا در نزدیکی قطبهای جنوب و شمال صدها سال پیش تشکیل شده‌اند. با پذیرفتن اینکه رسیدن آبهای سرد به منطقه حاره بطور متوسط هزار سال طول می‌کشد و حجم کلی آنها یک میلیارد کیلومتر مکعب است، می‌توان دبی (بده) جهانی منبع سرد را حدود 30 میلیون متر مکعب بر ثانیه ارزیابی کرد. منبع گرم سطح محدودی ندارد و برای تولید یک مگاوات الکتریسیته در یک سانترال (مرکز) ، 3m3/sec آب سرد لازم است. به این ترتیب توانی که می‌توان از تمام اقیانوسهای زمین دریافت کرد، حدود ده میلیون مگاوات برآورد می‌شود که می‌تواند برای مصرف انرژی در سال 2000 میلادی (1380 ه.ش) امیدوار کننده باشد. در داخل منطقه حاره ، اختلاف دما بین سطح اقیانوس و عمق 1000 متری از 16 درجه سانتیگراد تا 24 درجه سانتیگراد در اقیانوس آرام است. حدود سطح اقیانوسها در دنیا اختلاف دمایی بیشتر از 18 درجه سانتیگراد را نشان می‌دهند. بنابراین ، دریاها منبع ذخیره حرارتی بسیار بزرگ را تشکیل می‌دهند که در آنجا منبع گرم و سرد در داخل منطقه حاره توأما وجود دارد که ‌می‌توان توسط ماشین حرارت "دمای پایین" از انرژی حرارتی دریاها یک مرکز انرژی را بکار انداخت. این ماشین می‌تواند بر حسب دو چرخه متفاوت کار کند. در یکی به نام چرخه باز ، آب دریا در شرایط خلا با منبع گرم تبخیر و توربین را به کار می‌اندازد. در چرخه دیگر به نام چرخه بسته آب گرم دریا برای تبخیر سیال واسطه مانند آمونیاک بکار می‌رود که پس از انجام کار در منبع سرد متراکم می‌شود.                                                                                       انسان و حركت   در بين جانوران برخي ساكن و برخي متحرك اند جانوراني كه ساكن هستند اغلب در دريا زندگي مي كنند. جانوران ساكن هم اندام هاي حركتي دارند اين اندام ها همانند تاژه، مژك و بازو موجب موجب حركت     مي شوند. حرکت لازمه ي زنده بودن موجود زنده است زيرا موجود با حركت كردن مي تواند نيازهايش را تامين كند.     انسان نيز حركت مي كند. حركت انسان توسط نيروي ماهيچه ها به كمك استخوان صورت مي گيرد. به عبارت ديگر استخوان ها اهرم هایی هستند كه با نيروي ماهيچه حركت مي كند. استخوان و كار آن اسكلت انسان مانند ساير مهره داران اسكلت داخلي است. در اسكلت انسان علاوه بر استخوان ها غضروف و اجزاي ديگري وجود دارد.   وظايف اسكلت انسان: 1)شكل دادن به بدن 2) كمك حركت كردن بدن                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         3) حفاظت از اندام هاي مهم مانند قفس سينه و جمجمه     4) توليد گلبول هاي (سلول ما) خون. بدن انسان مجموعه اي از سلول هاست. بافت استخواني نيز مانند ساير بافت ها از سلول هايي تشكيل شده است كه ساختار ويژه اي دارد.   مي دانيد كه در هر بافت سلول ها در ميان مايع بين سلول (آب ميان بافتي) قرار دارند.     گاهي ماده ي بين سلولي مانند استخوان جامد و گاهي نيمه جامد غضروف و گاهي مايع است مانند خون بنابر اين بافتي استخواني از سلول هاي استخواني تشكيل شده است كه در بين سلول هاي استخواني ماده ي زمينه اي جامدي وجود دارد كه به استخوان ها استحكام مي بخشد. اگر يك ديوار را استخوان فرض مي كنيم آجرها سلول ها و سيمان بين آجرها ماده ي بين سلولي خواهد بود. ماده ي زمينه اي بين سلول هاي استخواني شامل كلسيم و فسفر و رشته هاي پروتئيني است. ماده ي كلسيم و فسفر استخوان را در برابر فشار مقاوم مي سازدو رشته هاي پروتئيني كه در بين ماده كلسيم و فسفر پراكنده است مقاومت استخوان در برابر ضربه زيادتر مي كند.   اگر يك تير سيماني برق را در نظر بگيريد ماده بتوني آن تير را در برابر فشار و ميل گردهاي دروني بتن مانند رشته هاي پروتئيني استخوان آن را در برابر ضربه مقاوم مي سازد.   اسكلت انسان يك تكه نيست و از استخوان هاي مختلفي تشكيل شده است كه به هم اتصال دارند و حركت استخوان هاي انسان در قالب حركات مفصل هاي متحرك صورت مي گيرد. اگر استخوان در آب جوش قرار دهيم و بپزيم رنگ، شكل ظاهري، سختي و مقاومت آن در برابر حرارت تغييري مي كند .     در حرارت زياد شعله حتي رشته هاي پروتيئني مي سوزد و استخوان قابليت انعطاف خود را از دست مي دهد و ترد و شكننده مي شود. همچنين اگر استخوان را درون اسيد رقيق قراردهيم  پس از مدتي مواد معدني آن (كلسيم، فسفر) از بين مي رود و نرم مي شود.     ماده معدني استخوان از تركيبات كلسيم (فسفات فلوئوريد كربنات) وفسفات منيزيم است. و ماده آلي آن از پروتئيني به نام اوسيئن است. نسبت مواد آلي به معدني در كودكان و بزرگسالان و سالخوردگان متفاوت است. توده استخوان در سنين بالا افزايش مي يابد و تا سن 30 الي 35 سالگي ادامه مي يابد و از آن پس كاهش تدريجي آن آغاز مي گردد. چنانچه كاهش توده استخوان سريع صورت گيرد پوكي استخوان پديد مي آيد. از عوارض پوكي استخوان، شكستگي آن است كه ممكن است در نقاط مختلف بدن مانند مفصل هاي ران، كمر، ستون مهره ها...) صورت بگيرد. عوامل مختلفي در پوكي استخوان نقش دارند كه عبارتند از: جنسيت، ارث، جثه، نژاد، افزايش سن، برخي از بيماري ها ي تيروئيدي) براي جلوگيري از پوكي استخوان مي توان موارد زير را رعايت نمود. كنترل وزن، ورزش كردن، مصرف كلسيم كافي، عدم استفاده از سيگار، عدم مصرف نوشابه هاي گاز دار، مصرف پروتئين و ويتامين D   دستگاه گوارش: هر جانداري براي آن كه زنده بماند، بايد تغذيه كند. بسياري از غذاها به همان صورت كه مصرف شده اند، براي سلول هاي بدن قابل استفاده نيستند. به تغييراتي كه در بدن بر روي غذا صورت مي گيرد و آن ها را قابل مصرف براي سلول ها مي سازد، گوارش مي گويند. دستگاه گوارش از لوله ي گوارشي و چند غده ي ضميمه ي آن تشكيل شده است. لوله ي گوارش درانسان در اصل لوله ي طويلي است كه از يك سو به دهان و از سوي ديگر به مخرج ارتباط دارد. اين لوله در بخش هاي مختلف ، بنابه نوع كاري كه انجام مي دهد متمايز شده و داراي ساختمان ويژه اي است. مواد غذايي در حين عبور از لوله ي گوارش از اندام هاي دهان، حلق ، مري، معده، روده ي كوچك و روده ي بزرگ مي گذرند. هم چنين در دستگاه گوارش، غده هاي متعددي يافت مي شوند كه در عمل گوارش نقش حياتي را ايفا مي كنند. مهم ترين اين غده ها عبارتند از غده هاي بزاقي ، لوزالمعده (پانكراس) و كبد. اعمال عمومي دستگاه گوارش: به طور كلي گوارش دو عمل اساسي و مختلف انجام مي دهد كه يكي گوارش غذا و ديگري جذب آن است. گوارش دردهان، معده و روده ي كوچك و جذب اصلي فقط در روده ي كوچك انجام مي گيرد. در بخش هاي مختلف دستگاه گوارش به خصوص دهان و معده ، ابتدا در اثر اعمال مكانيكي تكه هاي درشت غذا به قطعات ريزي تبديل مي شوند. سپس آنزيم هاي گوارشي خاصي در معده و روده روي اين قطعات ريز اثر مي كنند و آن ها را به مولكول هاي ريز و ساده اي كه قابل جذب در سلول هاي بدن هستند، تجزيه مي كنند. نتيجه ي عمل جذب، انتقال مواد گوارش شده از ديواره ي روده ي كوچك و ورود آن ها به جريان خون است تا از طريق خون به تمام سلول هاي بدن برسند. دهان: نقش دهان در گوارش از يك سو تشخيص كيفيت غذا و از سوي ديگر گوارش آن است. گوارش دهان بيش تر از نوع مكانيكي است. اگر لقمه ي غذايي كه در دهان مي گذاريم بدمزه، بدبو يا محتوي مواد ناخواسته و ناگوار باشد، آن را از دهان خارج مي كنيم. گرفتن طعم غذا به وسيله ي پرزهاي چشايي صورت مي گيرد كه در روي زبان به تعداد زياد و در برخي نواحي ديگر دهان و حلق به تعداد كم تر يافت مي شوند. دندان ها: هر دندان داراي دو قسمت تاج و ريشه است. سطح تاج دندان را ماده اي به نام مينا مي پوشاند كه سخت ترين ماده بدن است. در زير مينا عاج دندان قرار دارد كه سختي آن كم تر از سختي ميناست. در درون عاج مغز قرار دارد كه رگ هاي خوني و اعصاي در آن جا وجود دارند. دندان هاي انسان به نوع رژيم غذايي او كه مخلوط از گوشت خواري و گياه خواري است متناسب شده اند. دندان هاي پيش و نيش براي بريدن و تكه تكه كردن غذا به كار مي روند. كار دندان هاي آسيا خرد كردن و له كردن است. غده هاي بزاقي: بزاق (آب دهان) ماده ي چسبنده و لزجي است كه به وسيله ي سه جفت غده ي بزاقي به نام هاي زيرزباني، بناگوشي و تحت فكي ترشح مي شود. اين غده ها ، بزاق يك نوع آنزيم است كه موجب تجزيه نشاسته به قندهاي ساده تر مي شود. غذا: تغذیه علم بررسی تاثیر غذا در سلامت انسان است. غذا انرژی بدن ما را تامین می کند و موادی را که بدن برای رشد کردن ، ترمیم زخم ها، مقابله با بیماری ها و تندرست ماندن نیاز دارد به آن می رساند.         بدن انسان همیشه به انرژی نیاز دارد . وقتی حرکتی انجام می دهیم یا وقتی فکر می کنیم مغز ما انرژی مصرف می کند . هزاران تغییر شیمیایی که در هر ثانیه در تمام اندام های بدن روی می دهند به انرژی نیاز دارند. حتی وقتی که کاملاً استراحت می کنیم یا به خواب فرو می رویم، انرژی مصرف می کنیم. این انرژی بدن را گرم نگاه می دارد. قلب ما را به تپش وا می دارد و باعث می شود ریه های ما به تنفس ادامه دهند.         مواد غذایی انرژی زا: غذاها آمیزه ای هستند از مواد غذایی مفید و مواد دیگری که بدن از آن ها استفاده نمی کند. پنج نوع ماده ی غذایی وجود دارد: هیدور کربورها، چربی ها، پروتئین ها، ویتامین ها و مواد معدنی. هیدرکربورها در مواد غذایی شیرین مثل شیرینی ها، عسل مربا و ملاس (شیره ی خام چغندر قند) و غذاهای نشاسته ای مثل نان و سیب زمینی و برنج وجود دارد. هیدروکربورها منبع اصلی انرژی بدن انسان است.         مواد غذایی پرچربی شامل موادی مثل کره و خامه که از شیر جانوران اهلی گرفته می شود و همچنین روغن های گیاهی مثل روغن زیتون، روغن آفتابگردان و روغن ذرت است. چربی دو برابر هیدروکربورها انرژی دارد. بدن ما ، به جای مصرف مستقیم چربی، قسمتی از آن را به عنوان ذخیره ی انرژی نگهداری می کند. چربی بیش تر در زیر پوست بدن ذخیره می شود. مواد غذایی برای حفظ تندرستی بدن           پروتئین: تقریباً در تمام مواد غذایی وجود دارد، ولی مقدار آن در همه ی مواد غذایی به یک اندازه نیست. سبزی هایی مثل کاهو و کلم خیلی کم پروتئین دارند. موادی مانند گوشت مخصوصاً جگر و قلوه ، پنیر ، تخم مرغ، ماهی ، شیر ،‌ لوبیا و نخود سرشار از پروتئین اند.         در مواد غذایی حیوانی و گیاهی انواع بسیار گوناگون پروتئین وجود دارد. انسان بیش تر پروتیئن مورد نیاز خود را هم از غذاهای حیوانی و هم از غذاهای گیاهی تامین می کند. بدن ما بیش تر از پروتیئن تشکیل شده است و ما برای ترمیم اندام آسیب دیده یا فرسوده ی بدنمان به پروتئین احتیاج داریم. کودکان در حال رشد و بیماران و زخمی ها برای بهبود یافتن به مقدار زیادی پروتئین احتیاج دارند، ولی بزرگسالان تندرست هم به پروتیئن نیازمندند؛ زیرا بدن ما همیشه در حال بازسازی اندام های مختلف خودش است.         ویتامین ها و مواد معدنی: از موادی هستند که به مقدار کم به آن ها نیاز داریم ولی برای تندرستی ما ضروری اند. ویتامین ها بیش تر از مواد غذایی به دست می آیند ولی اگر آفتاب به قدر کافی بر پوست بدن بتابد،‌بدن می تواند خودش ویتامینD بسازد. علاوه بر آن بدن ما به مواد معدنی مثل آهن، برای سالم ماندن گلبول های قرمز خون، به کلسیم و فسفر برای سلامت استخوان ها و دندان ها نیاز دارد. کلسیم و فسفر برای سلامت استخوان ها و دندان ها نیاز دارد. کلسیم و فسفر همچنین باعث می شود عضلات و عصب های بدن ما درست کار کنند.         الیاف: ما به آن دسته از مواد غذایی که نمی توانیم آن ها را هضم کنیم هم نیاز داریم زیرا باعث می شود تا مواد زاید را دفع کنیم. الیاف به همین دلیل اهمیت دارند. الیاف بخشی از مواد غذایی گیاهی است که انسان نمی تواند آن ها را هضم کند.میوه ها و سبزی ها ، نان سبوس دار و ماکارونی،‌نخود و لوبیا همه سرشار از الیاف اند.  



نور و بازتابش
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390
ساعت : 2:18 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

 

به نام خدا

      

آینه ها:

          باز تابش:

·         به بازگشت نور پس از برخورد با آینه بازتابش نور می گویند.عواملی مانند زبری،صافی و رنگ در بازتابش نور موثر هستند.

         باز تابش منظم:

·         وقتی نور با جسمی برخورد می کند و به صورت موازی بازتاب می شود بازتابش منظم نام دارد.

          باز تابش نا منظم:

·         وقتی نور با جسمی برخورد می کند و پس از بازتاب ،نور به طور نا منظم در هوا پراکنده می شود باز تابش نا منظم نام دارد.

          آینه تخت یا معمولی:

·         از آینه تخت در آرایشگاه ها،دستشویی ها و خانه ها استفاده می شود.

          ویژگی های آینه تخت:

·         فاصله جسم تا آینه برابر است با فاصله تصویر تا آینه.

·         تصویر مستقیم است.

·         تصویر مجازی است.

·         تصویر اندازه تصویر با خود جسم برابر است.

آینه محدب یا کوژ یا برآمده :

·         از این آینه در سرپیچ جاده،آینه بغل ماشین

ویژگی های آینه کوژ،محدب یا برآمده:

·         تصویر را از جسم کوچکتر نشان می دهد

·         تصویر مجازی است .

·         تصویر مستقیم است .

·         وسعت دید زیاد است .

آینه مقعر، فرورفته، کاو :

·         از این آینه در کوره آفتابی،چراغ ماشین ها ،چراغ قوه ها و دندان پزشکی استفاده می شود.

ویژگی های آینه مقعر،کاو یا فرورفته:

·         پرتو های موازی تابیده شده نور در یک نقطه به نام  کانون جمع می شود.

·         اگر آینه را به جسم نزدیک کنیم تصویر بزرگ تر و مستقیم می شود.

·         اگر آینه را از جسم دور کنیم تصویر بزرگ تر و وارونه می شود.

·         در کانون آینه گرمای زیادی تولید می شود.

 

 

 




انگشتان دست ما
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390
ساعت : 1:13 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز
آیا بطور دقيق به انگشتان دستان خود نگاه كرده ايد ؟

تا به حال فكر كرده ايد كه به كداميك علاقه بيشتري نسبت به بقيه داريد ؟ با دقت نگاه كنيد ، سپس توضيح مربوط به آن را بخوانيد .


انگشت شماره 1(شصت)
اين انگشت نماد مسايل مادي و ثروت است و كساني كه اين انگشت را انتخاب مي كنند ، 
اقتصاد دانان خوبي هستند و معمولا از نظر مالي در وضعيت خوبي قرار دارند .
انگشت شماره 2(اشاره)
اين انگشت نماد کار مي باشد و اشخاصي که به اين انگشتاهميت بيشتري مي دهند
انسانهاي کاري هستند و بطور كلي وجدان کاري خوبي دارند و موفقيت زيادي در كارها دارند .

انگشت شماره 3
اين انگشت ميزان اهميت به خود فرد را نشان مي دهد ، افرادي كه اين انگشت را انتخاب 
مي كنند ، در مورد همه چيز اول به خود اهميت داده و تا حدودي خودپرست و خودخواه هستند .

انگشت شماره 4
اين انگشت نماد محبت و عشق است و كساني كه اين انگشت را انتخاب مي كنند ، 
انسانهاي احساساتي و عاطفي هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال كردن ديگران هستند .
انگشت شماره 5 (کوچک)
اين انگشت نماد خانواده و فرزند هست و كساني كه به اين انگشت علاقمند هستند ، 
افرادي هستند كه به خانواده پايبند بوده و به زندگي مشترك و بطور كلي روابط بين افراد
اهميت مي دهند .



رمز موفّقیّت
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390
ساعت : 4:8 بعد از ظهر
نویسنده : کامبیز

آدم‌هاي موفّق به انديشه‌هايشان عمل مي‌کنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن مي‌انديشند.